زهر شیرین (فریدون مشیری)

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق


که نامی خوشتر از اینت ندانم


وگر-هرلحظه-رنگی تازه گیری


بغیر از "زهر شیرینت" نخوانم


تو زهری،زهر گرم سینه سوزی


تو شیرینی،که شور هستی از توست


شراب جام خورشیدی،که جان را


نشاط از تو،غم از تو،مستی از توست


به آسانی مرا از من ربودی


درون کورۀ غم آزمودی


دلت آخر بسر گردانیم سوخت


نگاهم را به زیبایی گشودی


بسی گفتند:"دل از عشق برگیر!


که:نیرنگ است و افسون است و جادوست!"


ولی ما دل به او بستیم و دیدیم


که او زهر است،اما:....................نوشداروست!!!


چه غم دارم که این زهر تب آلود؛


تنم را در جدایی می گذارد


از آن شادم که در هنگامۀ درد


غمی شیرین دلم را می نوازد


اگر مرگم به نامردی نگیرد:


مرا مهر تو در دل جاودانی است


وگر عمرم به ناکامی سرآید


ترا دارم که مرگم زندگانی است

یک دوست واقعی کسی است که

بهترین‌ها را برای شما ‌می‌خواهد ؛

یک دوست واقعی همیشه بهترین آرزوها را برایتان  دارد.

اگر او دریافت که شما در زندگی‌تان شخص موفقی هستید و اهدافتان در حال پیشرفت و موفقیت است ،

حتما از شما حمایت خواهد کرد.

 


   پشتیبان شماست ؛

 

 اگر شما هم ‌اکنون با یک مشکل روبه‌رو شده‌اید ، می‌توانید دوست واقعی‌تان را تشخیص دهید

زیرا دوست واقعی سعی می‌کند که در این مواقع از درد و غم‌تان بکاهد و

شما را از این جریان احساسی که در آن به سر می‌برید ، بیرون آورد.

 


 صداقت دارد ؛

 

  با شما صادق باشد و وقتی از او کمک خواستید ، او حرفی نمی‌زند

که شما را راضی و خوشحال کند بلکه او چیزی را خواهد گفت که فکر می‌کند به صلاح شماست.

دوست حقیقی ، شما را نصیحت می‌کند ، در همه حال پشتیبان و حامی شماست و در مواقع مختلف به شما کمک می‌کند

وشما را به راه درست و مثبت هدایت می‌کند.

 


  در مورد شما قضاوت نمی‌کند ؛

 

 یک دوست واقعی همیشه حامی شماست. او شما را همین‌طور که هستید ،قبول دارد و می‌پذیرد و

هیچ‌گاه تلاش نمی‌کند که شما را تغییر دهد.او شخصیت شما را با تمامی موارد مثبت و منفی قبول دارد.

 

 به حرف‌هایتان گوش می‌دهد ؛

 

دوستانی وجود دارند که در مواقعی که همه چیز رو به راه است با شما می‌مانند

اما وقتی که شما با یک مشکل روبه‌رو می‌شوید ، آنها ناپدید می‌شوند و در حل کردن مشکل شما هیچ کمکی نمی‌کنند ؛

برعکس دوست واقعی کسی است که وقتی دید که شما با مشکل مواجه شده‌اید ، دست کمک و یاری به سوی شما دراز کند.

 


 شما را جزئی از زندگی‌اش قرار می‌دهد ؛

 

یک دوست واقعی ، شما را به بقیه دوستانش به‌خصوص خانواده‌اش معرفی می‌کند

و شما را جزئی از زندگی‌اش می‌داند. در واقع شما یک نعمت یا موهبت الهی در زندگی او هستید.

 


  رازدار شماست ؛

 

یک دوست واقعی نقاط ضعف شما را بروز نمی‌دهد و رازدار شماست. رازهایتان را فاش نمی‌کند

و برای شما حقه و کلکی سوار نمی‌کند. یکی از اهداف دوستی این است که به حریم و خلوت یکدیگر احترام بگذارید.

یک دوست واقعی به این مهم عمل کرده و پشت‌سرتان غیبت نمی‌کند.

  

 
همیشه به یاد داشته باشید کسی که یک دوست وفادار بیابد ، یک گنج پیدا کرده است
 
be dar

پول آينده ايران



cid:002a01c89b0f$0bf54fe0$5b82150a@aminok

زینب – بهار یکهزار و سیصد و نود

چه دعایی کنمت بهتر از این : خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق، روزگارت همه شاد، سفره ات رنگارنگ و تنی سالم و شاد، که بخندی همه عمر.. عیدت مبارک به طراوت تکرار باران، بهار هستی تان همیشه سرسبز باد

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد                        عید می آید و اجناس گران خواهد شد

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد                        عید می آید و اجناس گران خواهد شد

قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس                  باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد

همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد                و سرا پای وجودم نگران خواهد شد

می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما              عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید                 نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد

کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت                   بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد

یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج              وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد

پول را با علف خرس یکی می دانند                    فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد

هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو                            کامران از پی او تیز دوان خواهد شد

که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم               بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد

سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید               شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد

قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر                         باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد

زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت                     آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد

مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی                        مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد

کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس                   حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد
--

خدا


8beheshtgroup_gift_of_the_day_132e_m.jpg

مـا چتـرمان خداست .

بگـذار سرنـوشت هـر راهی را کـه میخواهـد برود، مـا راهمـان جداست
این ابـرهـا تـا میتواننـد ببـارنـد، مـا چتـرمان خداست . . .

نوری نیست

رنگی نیست

چشم هایم را نمی بینم

آینه تنها بغض گلویم را نشان می دهد

بغضی که گردنم را خم کرده

و چشمانم را بی فروغ

بغضی که امشب با هق هقی بی صدا

به اوج خواهد رسید ...

ز خدا می خوام که  برای همه ٬سال 90 ٬سال خوبی باشه

          یکدیگر را همانطور دوست بداریم  که خداوند هریک

 

       از ما را دوست  دارد.  خداوند از ما می خواهد که یکدیگر

 

           را دوست بداریم تا از اسارت رنج های خود رها شویم.

 

                   خداوند لطف و کمال محض است.

 

                           (( او را بسیار یاد کنیم ))

 

        از خدا می خوام که  برای همه ٬سال 90 ٬سال خوبی باشه

 

                                        سال نو همگی مبارک

يا مقلب القلوب و الابصار

اولا : سال نو بر همه دوستان و مهمانان عزيز وبلاگم مبارك

دوما : يادمان باشد كه سال براي همه نو مي شود مگر كساني

 كه از مال دنيا بهر هاي ندارند پس سعي كنيم براي آنان

 هم خاطراتي خوش بماند .

سوما : نوروز عزيز و دوست داشتني است - به زعم خودم –

 بخاطر اينكه روحيه انسان  فطرتا نو شدن و سير از بدي

 به خوبي و فرسودگي به طراوت و تازگي رو دوست دارد و علت

 خيلي مهم تر اين كه در اين ايام مهماني رفتن و مهماني دادن

و ديدار با فاميل و دوستان به انسان - كه فطرتا اجتماعي است -

 كمك مي كند تا تلاش و خستگي يك مدت طولاني تنهايي و دوري

 رو از بدن انسان خارج مي كنه .

چهارما : چه اونايي كه ميرن ايران گردي  و چه اونايي كه ميرن

خونه فاميل در شهر هاي ديگه سعي كنيد بهتون خوش بگذره

و شاد باشيد و به اطراف بيشتر توجه كنيم كه پر است از آيات خداوند

 به ايه توجه كنيد سوره روم آيه 19 .

يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي

الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ .

زنده را از مرده بيرون مى‏آورد و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد و

 زمين را بعد از مرگش زنده مى‏سازد و بدين گونه [از گورها]

 بيرون آورده مى‏شويد .

بلاخره يادمون باشه كه ما صاحب داريم و مولايي داريم كه از

 ما توقع بندگي دارد و در اين ايه با يك مثال ساده كه حيات بعد

 از مرگ طبيعت است اشاره دارد به حيات مجدد انسان بعد از مرگ

دوستايي كه سفر زيارتي ميريد ما رو هم دعا كنيد

دوستايي كه تو اين ايام حال خوشي پيدا مي كنيد هكذا .

عشق مثل آبـه .. میتونی تو دستات قایمش کنی .. ولی یه روز دستاتو باز میکنی

خاطره عشق عشق مثل آبـه .. میتونی تو دستات قایمش کنی .. ولی یه روز دستاتو باز میکنی .. میبینی همش چکیده .. بدون اینکه بفهمی دستت پر از خاطره هاست ..!

بهار

 

همین یک لحظه را دریاب


کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا

چه می دانی تو از امروز چه می دانم من از فردا

همین یک لحظه را دریاب

که فردا می شویم

تنهای تنها


تنها محبت ماندنی است


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 


شیشه می شکند

و زندگی می گذرد

نوروز می آید؛

تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم

چه شیشه باشم

چه اسیر سرنوشت

عشق،تازگی است،طراوت است.

عشق،نباید رنگ عادت به خود بگیرد.

عشق،تازگی است،طراوت است.

عادت،عشق نیست،اعتیاد است

شادابی عشق،به نو بودن است نه تکرار.

تکرار،می ساید،می خراشد،تکرارفرسایش است.

تکرار،ماندن،به خاطر جبر،به خاطر قانون زور است.

از قانون باید حذر کرد،قانون عشق را میکاهد.

از چهارچوب بگریز،تا به آزادی عشق برسی.

عشق به خاطر عشق،نه عشق به خاطر وظیفه.

از وظیفه متنفرباش؛تا بدون قید و شرط، تنهاو

تنها بتوانی عشق بورزی.......!!!!

آخر جاده وظیفه انزجار است و عشق انزجار نیست!!!


عکس های رمانتیک و عاشقانه| 
www.pixbaran.com

در آرزوی شادی شما با دیگری

تو بهتر از هرکس میدانی اگر می نویسم به خاطر کیست؟ اگر سفیدرا سیاه می کنم


والپیپر های 
عاشقانه و زیبا

تو بهتر از هرکس میدانی اگر می نویسم به خاطر کیست؟

اگر سفیدرا سیاه می کنم

تصميمات خدا مرموزند، اما همواره به نفع ما هستند .

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم. مي خواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد، و هيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.

ديگري گفت: موافقم. اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .

وقتي به قله رسيدند، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند: سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي، از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !

ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود، روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند...

مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند، اما همواره به نفع ما هستند .

جذابه  ببینید

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


چ

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



 

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه 
اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه 
اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه 
اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به 
جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 


من هنوزم بچه حزب اللهیم

من هنوزم بچه حزب اللهیم     من اسیر غربت تنهاییم

من در این کشور ندارم همدمی     جز خدا و خلوتو تنهاییم

در میان هندوان بت پرست     رب من الله و من هم بنده ام

هین غیبت پیشوایم سید علی     جان فدای رهبر و فرمانده ام
 
من نمی ترسم زحرف اینو ان     من هنوزم یک بسیجی مانده ام

در جواب رنگ سبز فتنه گر     پرچم ایران بدستم بسته ام

مادرم فاطمه.هست مولایم علی     من علی را در ولایت دیده ام

من به یاد مادر و پهلوی او     در میان در و دیوار مانده ام

من به یاد کوچه و سیلی به او     در کوچه های بیکسی درمانده ام

من به حرم چادر خاکی او     از حجاب بی حجابان شاکیم

در عزای شاه و مولایم حسین     من هنوزم در دل عاشوراییم

من به وقت اب نوشیدن هنوز     چهره عباس دراب دیده ام
  
    جانمازم در نمازم چفیه است     من هنوزم با شهیدان زنده ام

مهر من از تربت کرببلاست     خاک فکه هست جنس دانه های تسبیم

قبله ام در جبهه ها سوی خداست     من نمازم را با شهیدان خوانده ام

ارزوی من شهادت در نماز     من ندانم از چه رو جا مانده ام

من شنیدم از زبان این و ان     از غریبه از رفیق از همشهریم

کو عقب مانداستو دور از اصل خویش     من اصالت را ز قران دیده ام

من ندارم قصد تعریف از خودم     من هنوزم پشت کوهی مانده ام

من نگویم این سروده از ریا     بیم دارم از گناه و کرده ام

من بترسم از عذاب اخرت     چون هنوزم در سیاهی مانده ام

ای خدا رحمی نما بر حال من     بین خجالت را ز اشک جاریم

مهدیا خواهم شفاعت در جزا     با تمام شرم و این رسواییم

باز گویم در انتهای این سرود     با غروری نشات از عمق دلم

 در دفاع از رهبرم سید علی     من هنوزم یک بسیجی مانده ام

میزنم فریاد من در کمال افتخار     من هنوزم بچه حزب اللهیم
 
(پشت کوهیاسفند 89

اس ام اس دل شکسته و خداحافظی

  رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم هر آنچه خواستم نیامد به دست / چون که بیگانه بودم به این دنیای پست پی آب بودم کوزه به دست / چون که آب یافتم ، کوزه شکست ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟ دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

فتم زفیض بپذیر این نیم جان که دارد / گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جانست

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست / گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت / گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست

گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی / گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیست

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم / گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغانست

گفتم فراق تا کی گفتا که تا توهستی / گفتم نفس همین است گفتا سخن همانست

گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما / گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگانست

گفتم زفیض بپذیر این نیم جان که دارد / گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جانست

بی گناهی بودم و دارم زدند

حالم بد نيست غم کم می خورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم
آب می خواهم، سرابم می دهند
 عشق می ورزم عذابم می دهند
 خود نمی دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!!
 خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
 دشنه ای نامرد بر پشتم نشست

این گونه نگاه کنید

 

مرد را به عقلش نه به ثروتش
 
.
 
زن را به وفایش نه به جمالش
 
.
 
دوست را به محبتش نه به کلامش
 
.
 
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
 
.
 
مال را به برکتش نه به مقدارش
 
.
 
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
 
.
 
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش
 
.
 
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
 
.
 
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
 
.
 
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش
 
.
 
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
 
.
 
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
 
.
 
دل را به پاکیش نه به صاحبش
 
.
 
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
 
.
 
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

برای همه شما یاران هفته ای سرشار از شادی و شور و شادابی

در این شب های پایانی سال از عزیزان نادارمان و ناتوانمان یادمان نرود به امید روزی که همه ایرانی ها و همه انسان های روی زمین دستشان به جیب خودشان برود و برای یک زندگی متوسط و آرام هیچ گاه نیازمند کس دیگری نباشند و کرامت و بلندمرتبگی انسان ها محفوظ بماند. آن روز زمانی می رسد که بسنده جویی را همه انسان ها پیشه خود کنند و در صورت توانگری و دارایی بخشی از پول خود رادر کارآفرینی سرمایه گذاری کنند تا دیگران نیز به توانایی مالی برسند. به امید آن روز آرزومندم هفته پایان سال برای همه شما یاران هفته ای سرشار از شادی و شور و شادابی باشد

که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ

که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود

cid:image001.png@01CBDB39.197FB610

 

آنکه عاشق است دعا می کند" از وبلاگ  زینب عزیزم"

☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼

بر صندلی چوبی نشسته بود
و ژاکتی پشمی به تن داشت
...و چای می نوشید؛ بی خیال
فنجان چای اما از خاطره پر بود
و انگار حکایت می کرد از مزرعه ی چای و دختر چایکار
و حکایت می کرد از لبخندش
که چه نمکین بود
و چشم هایش که چه برقی می زد

و دستهایش که چه خسته بود
و دامنش که چه قدر گل داشت
چای خوش طعم بود
پس حتما آن دختر چایکار عاشق بوده
و آن که عاشق است، دلشوره دارد
و آن که دلشوره دارد دعا می کند
و آنکه دعا می کند حتما خدایی دارد
پس دختر چایکار خدایی داشت .

ژاکت پشمی گرم بود
و او از گرمای ژاکت تا گرمای آغل رفت
و تا گوسفندان و آن روستای دور
و آن چوپان که هر گرگ و میش
و هر خروس خوان راهی می شد
و تنها بود
و چشم می دوخت به دور دست ها
و نی می زد و سوز دل داشت
و آن که سوز دل دارد و نی می زند
و چشم می دوزد و تنهاست
حتما عاشق است
و آن که عاشق است، دعا می کند
و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد
پس چوپان خدایی داشت

دست بر دسته ی صندلی اش گذاشت
دست بر حافظه ی چوب و چوب، نجار را به یاد آورد
و نجار، درخت را و درخت دهقان را
و دهقان همان بود که سالهای سال نهال کوچک را آب داد و کود داد و هرس کرد و پیوند زد
و دل به هر جوانه بست و دل به هر برگ کوچک
و آنکه می کارد و دل می بندد و پیوند می زند، امیدوار است
و آن که امید دارد، حتما عاشق است
و آن که عاشق است، دعا می کند
و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد
پس دهقان خدایی داشت

و او که بر صندلی چوبی نشسته بود
و ژاکتی به تن داشت و چای می نوشید
با خود گفت
حال که دختر چایکار و چوپان جوان و دهقان پیر خدایی دارند
پس برای من هم خدایی است
و چه لحظه ای بود آن لحظه که دانست
از صندلی چوبی و ژاکت پشمی و فنجان چای هم به خدا راهی است

با عطر گل های اردیبهشت نفس بکشم


امروز؛

بالاخره باور کردم
بهار در راه است

صدای باران تمام روحم را پر کرد

و باور کردم

قرار است با باران فروردین خیس شوم

با عطر گل های اردیبهشت نفس بکشم

با نسیم دلنواز خرداد زنده شوم

میخواهم
بهار شوم