تا نگویند مستان ز خدا بی خبرند.

  از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم

    خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد

   ترک سجاده تسبیح و دعا خواهم کرد

   وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

   تا نگویند مستان ز خدا بی خبرند.

دل من تنها شده

راضی ام به خوشبختیت حالا با هر کی باشه

 گر چه دل من تنها شده ولی یاد تو باهاشه

بخندیم

گفتم آدم نشوي جان پدر»

پدري با پسري گفت به قهر
که تو آدم نشوي جان پدر


حيف از آن عمر که اي بي سروپا
در پي تربيتت کردم سر


دل فرزند از اين حرف شکست
بي خبر از پدرش کرد سفر


رنج بسيار کشيد و پس از آن
زندگي گشت به کامش چو شکر


عاقبت شوکت والايي يافت
حاکم شهر شد و صاحب زر


چند روزي بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر


پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر


پسر از غايت خودخواهي و کبر
نظر افگند به سراپاي پدر


گفت گفتي که تو آدم نشوي
تو کنون حشمت و جاهم بنگر


پير خنديد و سرش داد تکان
گفت اين نکته برون شد از در

«من نگفتم که تو حاکم نشوي
گفتم آدم نشوي جان پدر»


جامي

انسان دنیایی از عجایب است.


آدمی بصیرت است نه بصورت،انسانیت به کمالست نه به جمال.
آنکس که جرات انجام کارهای شایسته دارد،انسان است.
زینت انسان 3 چیز است: علم،محبت،آزادی
معتقدم که سرنوشت انسان را تنها محبت معلوم می کند وبس.
هر انسانی هم برای خود لحظه های شیطانی دارد.
مبادا که ترس از مردم شما را از گفتن حقیقت باز دارد./
بهترین سیاست صداقت است من اینو مطمعنم
با گریه بدنیا میایم ولی چنان زندگی کنیم که با خنده از دنیا بریم و در صحنه زمین هیچ قلبی نیست که راضی باشد.
انسان خوشبخت نمیشه اگه برای خوشبختی دیگران نکوشد،هیچ بدبختی هم بزرگتر از ناراضی بودن نیست،یادمم نمیره از دوست نباید بیش از آن خواست که از نسیم صبح و بوی گل توقع داریم.اگر مردم یکدیگر را دوست داشتند تمام مسائل انسانیت حل می شد،دوست خوبی اونیه که در کنار مصیبت از کنار ما نرود،کسی که دوست خوبی داره نیاز به آیینه نداره.
بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیدن،در این دنیا از دوطریق میشود موفق شد یا از هوش خود یا ازنادانی دیگران.

شعر تنهایی

love

پیری برسیم توبه کنیم

در شهر خرابات کسی پیر نشد

در شهر خرابات کسی پیر نشد

از خوردن آدمی زمین سیر نشد

گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم

از بس که جوان مرد کسی پیر نشد....

نگاهت كردم

نمي دانستم چگونه آغاز كنم

مني كه به اندازه ي عمق درياها برايت حرفهايي داشتم

اما تو با عمق نگاهت آنها را ربودي

و من فقط به نظاره ي چشم هاي زيبايت نشستم

كلامي بر زبان نراندم

     نگاهت كردم

          و نگاهت كردم

               و نگاهت كردم

گفتم اي كاش مي خواندي از چشم هايم

ابهام را مي ديدي در نگاهم

و اشتياق را مي ديدي از لرزش قطره هاي اشك هميشه عاشقم

و از همه مهمتر مي خواندي عشق را در سكوتم؛

كه سكوتم سرشار از نگفته هاييست كه سرمايه هاي ماورايي منند.

 

مانده بودی اگر نازنینم

مانده بودی اگر نازنینم
زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پرشکسته
مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ز طوفان
مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را به آتش کشیدی
سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود
مانده بودی اگر می شنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود
شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران
در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل
بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا
تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو
مانده بودی اگر می سرودم
مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم
زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت

یا رسول الله

یا امام رضا (ع)

بذرهای موفقیت را به ترتیب زیر در مزرعه زندگی خود بکارید

یاد بگیریم عذرخواهی کنیم نه بهانه تراشی

 

"هیچ راهی نتیجه بخش تر از عذرخواهی نیست"
بنجامین فرانکلین

تمامی ما در زندگی خطاهایی مرتکب شده ایم،
ولی آیا خود شما وقتی برای اشتباهاتان مورد مواخذه قرار می گیرید،
آن را می پذیرید؟
معمولاً این طور نیست!

البته این مسئله چیز جدیدی نیست،
چرا که با یادآوری داستان "آدم و حوا" اولین بهانه تراشی را در تاریخ بشر می یابید،
وقتی خداوند به آدم دستور می دهد که اگر از آن درخت سیبی بخورد نافرمانی کرده است،
و آدم سیب را می خورد
و زمانی که خداوند از او می پرسد که چرا از آن درخت سیب را خورده است،
آدم می گوید:
"آن زنی که شما فرستاید به من سیب را داد و گفت بخور!"
و بعد خداوند از حوا می پرسد که تو چرا سیب را خوردی،
او پاسخ می دهد:
"ابلیس مرا وادار کرد تا سیب را بخورم!"

در واقع بهانه تراشی فرار از مسئولیت است،

این در حالیست که اندیشه و مسئولیت پذیری،
عامل متمایز کننده ی انسان و حیوان است.
انسان به عنوان اشرف مخلوقات،
باید در برابر اعمال خود مسئولیت پذیر باشد.
اگر برای موفقیت ها به خود افتخار می کنیم،
در مقابل،
قصورات خود را نیز باید بپذیریم.
اگر سر خود را مثل کبک در برف فرو کنیم،
عواقب اشتباهات ما بیشتر خواهد شد.
همانطور که شکسپیر می گوید:

"
لازم است برای قصورات خود عذرخوهی کنید،
چرا که با پنهان کردن خطاهای خود،
تنها خود را بی اعتبار خواهید کرد"

بهانه تراشی،
در نهایت منجر به عدم موفقیت
و یک نوع عادت در زندگی می شود،
و به مرور زمان ملکه ی ذهن می شود.

بطور مثال،
فروشنده ای که جنس خود گران می کند و یا کم فروشی می کند،
وقتی با شکایت مشتریان روبرو شود،
با آوردن بهانه اینکه بازار کار خراب است،
تنها می خواهد بر عیب خود لاپوشی کند،
در حالیکه اگر واقعیت را بگوید که
هزینه تولید جنس با درآمد آن تناسب ندارد
و به ضرر اوست،
شاید قابل قبول تر باشد
و مشتریان با صداقت او و پذیرش دلیل منطقی،
دوباره از وی خرید کنند.
با قبول تقصیرات و گناهانمان،
می توانیم اعمال خود را بررسی کنیم
و ایرادهای زندگیمان را تشخیص دهیم
و در ادامه به تکامل فکری دست یابیم
.

با بهانه تراشی ها در قصوراتمان،
خیلی فرصتهایی را در زندگی مثل،
افزایش عزت نفس،
افتخارات و اعتماد به نفس را از دست می دهیم.
مسئولیت پذیری،
قدرت و شایستگی ما را پرورش می دهد.
با انجام تعهداتمان نسبت به اطرافیان،
اعتماد خود را نزد آنها افزایش می دهیم
و در نتیجه،
رابطه ای مفید و دوطرفه بین خودتان و آنها ایجاد می کنید
و با افزایش همکاری ها در اجتماع به درجات عالی نیل پیدا کنید.

راهکارهایی برای عذرخواهی و عدم بهانه تراشی

-1
بپذیرید که در زندگی شکستها و موفقیت ها بستگی به خود شما دارد.
انتخاب و روش زندگی شما است که نتایج زندگی را نمایان می سازد.
یاد بگیرید از همین امروز قبول مسئولیت کنید
و به دنبال بهانه ای برای شانه خالی کردن از آن نباشید.
همانطور که وینستن چرچیل میگوید:
"مسئولیت پذیری بهای بزرگواریست"

-2
اشتباهات خود را توجیه نکنید.
خیلی از ما از بیان واژه ی "معذرت خواهی" خجالت می کشیم،
در مقابل سعی می کنیم بجای پذیرش آن،
تنها دیگران را به اجبار توجیه کنیم، ( عذر بدتر از گناه آوردن!)،
همچنین در چنین موقعیتهایی بر اعصاب خود مسلط باشید،
چرا که عصبانیت،
ضعف شما را نشان می دهد،
و مسلمًا دیگران می گویند:
"اگر واقعاً بی گناه هستید چرا عصبانی می شوید"

-3
به تدریج و به دفعات، عملکرد و پیشرفت خود را بسنجید.
نتیجه مسئولیت پذیری خود را هر بار در ذهن خود مرور کنید
و مزایای آن را در مقابل روش قبلی خود که
همان بهانه تراشی بوده، مقایسه کنید.

 - 4
مهم ترین گام این است که عذرخواهی کنید
و از آن درس عبرت بگیرید
تا دیگر اشتباه خود را تکرار نکنید.

- 5
بذرهای موفقیت را به ترتیب زیر در مزرعه زندگی خود بکارید:

گام اول: صبوری، خوشبینی، مقاومت،

گام دوم: نابودی بهانه تراشی، انتقاد و عیب جویی

گام سوم: مسئولیت پذیری، معتمد بودن، مصمم بودن

گام چهارم: در موقعیت های حساس زندگی، انعطاف پذیرباشید،
همواره لبخند بر لب و با اطمینان و قوت قلب پیش بروید.

 

 

 

 



روزگاریست که کس را به کسی یاری نیست


روزگاریست که کس را به کسی یاری نیست

جز دل آزاری و نیرنگ و ریاکاری نیست

هر چه غم بود به دوش دل مردم شد باز

گوئیا قسمت ما غیر گران باری نیست

چیزهای کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی،

چیزهای کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه مثلا.

راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم.

آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
 

آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

آن هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی کنند. هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف.


دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.

آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

آدم هایی که هر چند وقت یک بار ای میل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.

آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.

آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین آدم ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…
  

که تو ، بینهایتی


بی خیال



چند روز بیشتر به سال نو نمانده است  

غبار  روبی ، رو به اتمام است

 فقط یک چیدمان جدید 

تکه ای لته ، از جنس محبت 

دلوی ، از جنس گذشت 

افشانه یی ، از جنس عشق 

و رنگی ، از نگاه دیگر 

به سراغ ،  سرای دل رفتم 

می خواهم 

 در آخرین روزهای سال از آن نیز غباری بروبم

 برا ی ورود به روزی نو ، 

وارد شدم  

 ترکی عمیق برداشته بود  

یا  شاید شکسته 

بغضی در آنجا نبود ولی  گردی ، از دل گرفتگی


با تکه ایی از لته محبت ،آرام ،آنرا  روبیدم،

 تامبادا خراشی برآن افتد و ردی از خود بر جای نهد 

همه را در دلو گذشت، نهادم 

و در دشت بی کران آزادی رهایش کردم 

فضایش را ، با رنگی از جنس نگاهی دیگر ملون کردم 

و

افشانه ی عشق را ، بر کنج کنجش پاچیدم 

 با مشک و عنبری  از جنس خدا ، معطرش نمودم 

شاخه ایی از گل زیبایی خویشتن داری ،برسردر آن ، آویختم 

ودر آن نوایی را  با هر لحظه تکرار و تکرار به ترنم نشاندم

یا محول الحول والحوال

یا مدبر الیل و نهار

حول حالنا الی احسن الحال 

همه چیز محیا است 

برای یک حلول جدید 

و آغاز ی دیگر  

و انتظاری برای یک لحظه متحول شدن 

حال تو در آن بنواز 

بنواز و تکرار کن در فضایی که همه از آن توست 

  مکانی که  شایسته توست 

و از نور خودت در آن بتاب

که تو ، بینهایتی

 وسعتش بخش 

و  رهایش مکن

 و

 حالش را احسن الحال کن 


فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است اما........

Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream
خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است


Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity
نشان دادن پیروزی آسان است
قبول کردن شکست مشکل است


Easy is to admire a full moon
Difficult to see the other side
حظ کردن از یک ماه کامل آسان است
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است


Easy is to stumble with a stone
Difficult is to get up
زمین خوردن با یک سنگ آسان است
ولی بلند شدن مشکل است


Easy is to enjoy life every day
Difficult to give its real value
لذت بردن از زندگی آسان است
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است


Easy is to promise something to someone
Difficult is to fulfill that promise
قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است
ولی وفای به عهد مشکل است


Easy is to say we love
Difficult is to show it every day
گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است


Easy is to criticize others
Difficult is to improve oneself
انتقاد از دیگران آسان است
ولی خودسازی مشکل است


Easy is to make mistakes
Difficult is to learn from them
ایراد گیری از دیگران آسان است
عبرت گرفتن از آنها مشکل است


Easy is to weep for a lost love
Difficult is to take care of it so not to lose it
گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است


Easy is to think about improving
Difficult is to stop thinking it and put it into action
فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است


Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt
فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است


Easy is to receive
Difficult is to give
دریافت کردن آسان است
اهدا کردن مشکل است


Easy to read this
Difficult to follow
خوندن این متن آسان است
ولی پیگیری آن مشکل است


Easy is keep the friendship with words
Difficult is to keep it with meanings
حفظ دوستی با کلمات آسان است
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

نازی





































اما


مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

زلال که باشی آسمان در تو پیداست


 

تقديم به همه خوبان

 

 

 

 

 


 


 

زلال که باشی آسمان در تو پیداست

 

2003472mg9szi5yze.gif

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ... 

خوشا به حال

خوشا به حال پاکدلان

 

                         زیرا

 

        خداوند را ملاقات خواهندکرد..

عقل پرسید : دست خالی که بد است   کاشکی...

کاش می دانستی 
 
بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
 
من چه حالی بودم!
 
خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید
 
پلک دل باز پرید
 
من سراسیمه به دل بانگ زدم
 
آفرین قلب صبور
 
زود برخیز عزیز
 
جامه تنگ در آر
 
وسراپا به سپیدی تو درآ.
 
وبه چشمم گفتم:
 
باورت می شود ای چشم به ره مانده خیس؟
 
که پس از این همه مدت ز تو دعوت شده است!
 
چشم خندید و به اشک گفت برو
 
بعداز این دعوت زیبا به ملاقات نگاه.
 
و به دستان رهایم گفتم:
 
کف بر هم بزنید
 
هر چه غم بود گذشت.
 
دیگر اندیشه لرزش به خود راه مده!
 
وقت آن است که آن دست محبت ز تو یادی بكند
 
 خاطرم راگفتم:
 
زودتر راه بیفت
 
هر چه باشد بلد راه تویی.
 
ما که یک عمر در این خانه نشستیم تو تنها رفتی
 
بغض در راه گلو گفت:
 
مرحمت کم نشود
 
گویا بامن بنشسته دگر کاری نیست.
 
جای ماندن چو دگر نیست از این جا بروم
 
پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم
 
و به لبها گفتم:
 
 خنده ات را بردار 
 
 دست در دست تبسم بگذار
 
و نبینم دیگر 
 
که تو برچیده و خاموش به کنجی باشی
 
 مژده دادم به نگاهم گفتم:
 
نذر دیدار قبول افتادست 
 
 ومبارک بادت 
 
 وصل تو با برق نگاه
 
 و تپش های دلم را گفتم:
 
اندکی آهسته 
 
 آبرویم نبری 
 
 پایکوبی ز چه برپا کردی
 
نفسم را گفتم:
 
جان من تو دگر بند نیا 
 
 اشک شوقی آمد 
 
تاری جام دو چشمم بگرفت
 
و به پلکم فرمود:
 
 همچو دستمال حریر بنشان برق نگاه 
 
پای در راه شدم
 
 دل به عقلم می گفت:
 
 من نگفتم به تو آخر که سحر خواهد شد
 
 هی تو اندیشیدی که چه باید بکنی 
 
 من به تو می گفتم: او مرا خواهد خواند
 
 و مرا خواهد دید
 
 عقل به آرامی گفت:
 
 من چه می دانستم 
 
 من گمان می کردم 
 
 دیدنش ممکن نیست 
 
و نمی دانستم 
 
بین من با دل او صحبت صد پیوند است
 
 سینه فریاد کشید
 
حرف از غصه و اندیشه بس است 
 
 به ملاقات بیندیش و نشاط 
 
 آخر ای پای عزیز 
 
 قدمت را قربان 
 
 تندتر راه برو 
 
 طاقتم طاق شده
 
 چشمم برق می زد /اشک بر گونه نوازش می کرد/لب به لبخند تبسم
 
میكرد /دست بر هم میخورد  
 
 مرغ قلبم با شوق سر به دیوار قفس می كوبید
 
 عقل شرمنده به آرامی گفت:
 
 راه را گم نکنید
 
 خاطرم خنده به لب گفت نترس 
 
 نگران هیچ مباش 
 
 سفر منزل دوست کار هر روز من است
 
 عقل پرسید :
 
 دست خالی که بد است 
 
 کاشکی...
 
 سینه خندید و بگفت:
 
دست خالی ز چه روی !؟ 
 
 این همه هدیه کجا چیزی نیست!
 
 
 چشم را گریه شوق 
قلب را عشق بزرگ 
 روح را شوق وصال 
 لب پر از ذکر حبیب

تقدیم به آنهایی که بی تقصیرند

مرگ سهم ماست

می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست

می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست

می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه

او آشناست می دانم..

تقدیم به آنهایی که بی تقصیرند.تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند.و دلهایی که آنها را راندند.

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهد هایی که هرگز کسی آنها را نبست....


دوست عزیز بیا کمی بخندیم..........

تقدیم به عزیز دلم زینب گلم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

زینب گلم  متشکرم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ،
 عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

توصیه از جانب پروردگارم...

:: 13:18 ::  نويسنده : دلباخته...       
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             
www.bahar22.com

خداوند عز وجل به حضرت موسی(ع)وحی فرمود:ای موسی


سفارش مرا درباره ی چهار چیز خوب به خاطر بسپار.

اول تا وقتی که گناهانت بخشیده نشده است و مورد

آمرزش قرار نگرفته ای به عیب دیگران نپرداز.

دوم تا زمانی که گنج ها وخزانه های من تمام نشده است

برای رزق وروزیت غمناک وناراحت نباش.

سوم تا موقعی که سلطنت و پادشاهی من از دست نرفته

و زایل نشده است به جز من به دیگری امید نداشته باش.

وچهارم تا هنگامی که مرده ی شیطان را ندیده ای از مکرش

ایمن وآسوده خاطر مباش...

خدای زیبا زیبا می آفریند

قدم ها آئين رفتن را خوب مي دانند ، حتي در تلخ ترين لحظه هاي

 زيستن مان توقفي وجود نخواهد داشت .

همه چيز خوب آفريده شده ، بهتر است نگاهمان را با لحظه هاي

 بودن مان عوض كنيم و ببينيم كه در هر اتفاقي چه زيبايي اي قصد تولّد دارد .

چون آرامش دروني است ، كافي است به خودمان بگوييم

 روشنايي سهم ماست و قشنگ ترين ثانيه ها به ما ،

 به امروز و به فرداهايمان تعلق دارد .

شاد و سلامت باشید

 عکس متحرک بوسه دختر و پسر

 

 تصویر متحرک کودکانه

 

 

 عشق دختر و پسر

 

 

 

 

 انیمیشن متحرک عاشقانه

 

 کارتون متحرک عاشقانه و دوستانه

 

 عکس متحرک عروس داماد

 

 تصویر بی تربیتی دختر و پسر

 

hy hy  hy

د هم آشیان شدم