من هنوزم بچه حزب اللهیم
من
هنوزم بچه حزب اللهیم من اسیر
غربت تنهاییم
من در این کشور ندارم همدمی جز خدا و خلوتو
تنهاییم
در میان هندوان بت پرست رب من الله و من هم بنده
ام
هین غیبت پیشوایم سید علی جان فدای رهبر و
فرمانده ام
من نمی ترسم زحرف اینو ان من هنوزم یک بسیجی
مانده ام
در جواب رنگ سبز فتنه گر پرچم ایران بدستم بسته
ام
مادرم فاطمه.هست مولایم علی من علی را در ولایت
دیده ام
من به یاد مادر و پهلوی او در میان در و دیوار
مانده ام
من به یاد کوچه و سیلی به او در کوچه های بیکسی
درمانده ام
من به حرم چادر خاکی او از حجاب بی حجابان شاکیم
در عزای شاه و مولایم حسین من هنوزم در دل
عاشوراییم
من به وقت اب نوشیدن هنوز چهره عباس دراب دیده
ام
جانمازم در نمازم چفیه است من
هنوزم با شهیدان زنده ام
مهر من از تربت کرببلاست خاک فکه هست جنس دانه
های تسبیم
قبله ام در جبهه ها سوی خداست من نمازم را با
شهیدان خوانده ام
ارزوی من شهادت در نماز من ندانم از چه رو جا
مانده ام
من شنیدم از زبان این و ان از غریبه از رفیق از
همشهریم
کو عقب مانداستو دور از اصل خویش من اصالت را ز
قران دیده ام
من ندارم قصد تعریف از خودم من هنوزم پشت کوهی
مانده ام
من نگویم این سروده از ریا بیم دارم از گناه و
کرده ام
من بترسم از عذاب اخرت چون هنوزم در سیاهی مانده
ام
ای خدا رحمی نما بر حال من بین خجالت را ز اشک
جاریم
مهدیا خواهم شفاعت در جزا با تمام شرم و این
رسواییم
باز گویم در انتهای این سرود با غروری نشات از
عمق دلم
در دفاع از رهبرم سید علی من
هنوزم یک بسیجی مانده ام
میزنم فریاد
من در کمال افتخار من هنوزم بچه حزب اللهیم
+ نوشته شده در بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت توسط مهربانی
|