تو کجایی سهراب ؟

تو کجایی سهراب ؟

آب را گل کردند

                  چشم ها را بستند

                                          و چه با دل کردند

وای سهراب کجایی آخر ؟؟؟

                                   زخم ها بر دل عــــــاشق کردند

                                   خون به چشمان شقایق کردند

 

تو کجایی سهراب ؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند

                                              همه جا سایه دیوار زدند

                                                                              وای سهراب دلم را کشتند !!!

گلم  دوستت دارم

............ یا به صلاح ما نبوده

زندگی؛

قانون باور ها و لیاقت هاست

همیشه باور داشته باش که لایق بهترینهایی

 

بله دوستای گلم همیشه باید قبول کنیم که ما لایق بهترین ها هستیم

برا هرچیزی ناراحت نشیم

اگه به چیزی یا کسی نرسیدیم بدونیم که لیاقت مارو نداشته یا به صلاح ما نبوده

چـون که هـر کس پی ما برهـوسـی می آید

بـاز کــن پرده ی جـان بـوی کــسی می آید

                                                           کـــه زانفـــاس خوشـــش دادرســـی می آید
آب وجارو بزن ایـن دل که شوی محـرم راز
                                                           چـــون که برحلقـه ی رنـدان نفـسـی می آید    
تـشنـــگان لـب او رســـم مِی و شــب دانــند
                                                           جرعه ایی از لب او خــوش هوسی می آید 
محــرمـــان حرمــش را بــــه تمـــنا گفـــــتم 
                                                           چــه شـــود در شِکرسـتان مگـسی می آید؟ 
غم و اندیـشه ی او در دل مـن چونان است
                                                           در نبــودش همــه ی جــان، قفــسی می آید
رسم این باده پرستی چومرا بــیخود ساخت   
                                                           دســت غیـــبی بـه چنــین دستــــری می آید
خوش دمی دردل شب بزم وصــالش خوانی
                                                           تـا کـه بـینی بـــه دعـایی چـه کسـی می آید
حالیـــا این دل شب تا به سحـربی ما نیست
                                                           عـــاقبت نوبــت مــا چــون که بسی می آید
دیــــدم و گفـتــمش آن پـــــیر تمـــنا زده را
                                                           چـون که هـر کس پی ما برهـوسـی می آید
چون شدم درپی وصلش خبری خوش دادند                                               
                                                           باز کـن پـــرده ی جـــان بـوی کسی می آید

>100نكته بسيار زيبا كه در زندگي همه وجود دارد

>۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و
 از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.
>۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا
راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.
>۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه
می‏کنند.
>۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
>۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان
می‏خرند.
>۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا
هست.
>۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور
>می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
>۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان
>پدر و مادر بود.
>۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ
>قدرتی ندارند.
>۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را
>بشنوند.
>۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما
>بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
>۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان
>نمی‏خورد.
>۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
>۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
>۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
>۱۶ – من هیچ چیز نمی‏دانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمی‏شنوم، به من بگویید؛ من
>هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.
>۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.
>۱۸ – آنچه در قلب خود می‏پرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود
>داریم.
>۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمی‏بینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی
>از اینجا بیرون نمی‏آید.
>۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.
>۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.
>۲۲ – فرض کردن‏ها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه می‏گیرند.
>۲۳ – هیچ کس به طور کامل بی‏طرف نیست.
>۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شده‏ایم؛ گاهی یک دست باز و رویی
>گشاده نیز ما را متولد می‏کند.
>۲۵ – شما همیشه راه درست را نمی‏پیمایید.
>۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.
>۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
>۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما می‏آیند.
>۲۹ – اگر می‏خواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.
>۳۰ – اگر می‏خواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم
هستید.
>۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان می‏شود.
>۳۲ – کسی که از همه بیشتر می‏داند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف می‏زند.
>۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.
>۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
>۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید می‏توانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت
>خود را تلف نکنید.
>۳۶ – اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف
>کرده‏ایم.
>۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا می‏دهند و نه اشیاء.
>۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.
>۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.
>۴۰ – اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
>۴۱ – وقتی صحبت می‏کنیم، صدای هیچ کس را نمی‏شنویم.
>۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.
>۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و
>چه خواهیم شد.
>۴۴ – اگر فکر می‏کنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید
>کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.
>۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد.
>۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.
>۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما می‏توانید هر کسی را دوست
>داشته باشید.
>۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.
>۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.
>۵۰ – بهترین هدیه‏ای که می‏توان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.
>۵۱ - زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست، بلکه با فکر و دل دیده می‏شود.
>۵۲ – هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا می‏باشد، اما کمتر کسی می‏تواند آنرا پرورش
>دهد.
>۵۳ – تنها راه پایان دادن به مشاجره‏ها، پیدا کردن یک راه حل است.
>۵۴ – هر عملی که انجام می‏دهیم و هر حرفی که میگوییم به ما باز می‏گردد اما نه به
>گونه‏ای که انتظارش را داشتیم.
>۵۵ – اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت.
>۵۶ – هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنید.
>۵۷ – هرکس بیش از آنچه خود را می‏شناسد است.
>۵۸ – از هر چه بترسیم اسیرش می‏شویم.
>۵۹ – نیازمندترین انسانها حریص‏ترین آنهاست.
>۶۰ – آنچنان خیال کنید که گویا تا ابد زنده‏اید و انچنان عمل کنید که گویا امروز
>می‏میرید.
>۶۱ – بخندید همچنانکه نفس می‏کشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی می‏کنید.
>۶۲ – هیچ کس نمی‏تواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی می‏تواند شروع
>کند و پایانی خوش را بسازد.
>۶۳ – مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند.
>۶۴ – زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر می‏شوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از
>زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت می‏خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
>۶۵ – برف سنگینی بارید؛ درختی شکست، درختی زیباتر شد.
>۶۶ – زندگی مانند بازی حکم است، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم، مهم این است که
>یار خوبی داشته باشیم.
>۶۷ – از کوتهی ماست که دیوار بلند است.
>۶۸ – از شیشۀ جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینۀ رو به عقب.
>۶۹ – به خاطر ترساندن موش خانه‏ات را آتش نزن.
>۷۰ – هنر زندگی کردن، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است.
>۷۱ – بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران می‏گویند نمی‏توانیم.
>۷۲ – هر روز از زندگی معجزه است. من روزم را هدر نمی‏دهم. من قدر معجزات را
>می‏دانم.
>۷۳ – آرام بنشین. تقلا نکن. بهار می‏آید و سبزه‏ها رشد می‏کنند.
>۷۴ – اینکه چه می‏اندیشیم، چه می‏دانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست. مهم این است
>که چه می‏کنیم.
>۷۵ – از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما می‏رسد نه آنچه آرزویش را داریم.
>۷۶ – از آنجا که زندگی آینۀ وجود ماست، فقط با تغییر ما تغییر می‏کند.
>۷۷ – ساعتی که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان می‏دهد.
>۷۸ – هرگاه در زندگی خانه‏ای از یخ ساختی، بر آب شدنش گریه نکن.
>۷۹ – برای انسانهای بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم
ساخت.
>۸۰ – آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات
>یادشان نمی‏رود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده
است.
>۸۱ – برگ در انتهای زوال می‏افتد و میوه در انتهای کمال. بنگر که چون برگی زردی یا
>سیبی سرخ؟
>۸۲ – اگرنتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست، از کوچکی دل توست.
>۸۳ – به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن.
>۸۴ – ما آمده‏ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
>۸۵ – هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونه‏ای خواهد ساخت.
>۸۶ – سخن نیک را از گویندۀ آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند.
>۸۷ – ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوانتر از او کسی است
>که دوستان خود را از دست بدهد.
>۸۸ – چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.
>۸۹ – صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است.
>۹۰ – به بار نشستن هر کار نیازمند ۱۰۰۰روز صبر است.
>۹۱ – راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موجهای
>زندگی لذت ببریم.
>۹۲ – موفقیت یک مسیر است و نه هدف.
>۹۳ – موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم.
>۹۴ – شکست موفقیت است، اگر از آن درس بگیریم.
>۹۵ – موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار
مرتکب نشویم.
>۹۶ – موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می‏خواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که
بدست می‏آوریم.
>۹۷ – موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم.
>۹۸ – من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار
و یاور خود می‏بینم.
>۹۹ – بازی زندگی بازی بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب
می‏شود.
>۱۰۰ – تفکر مثبت اساس هر موفقیت است.

تنها کسی که به او

تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود گویا تنها کسی که به او محرم نبود خداوند بود!

 

                   

وعده ما لب دریا

عصر ما عصره فریبه          عصر اسمهای غریبه        

                                   عصر پژمردن گلدون       چترهای سیاه تو بارون

 

شهر ما سرش شلوغه         وعده هاش همه دروغه

                                 آسموناش پر دوده           قلب عاشقاش کبوده

 

کاش تو قحطی شقایق       بشینیم توی یه قایق

                            بزنیم دلو به دریا             منو تو تنهای تنها

 

خونه هامون پر نرده          پشت هر پنجره پرده

                          قفسامون پر پرنده            لبای بدون خنده

 

چشما خونه سواله            مهربون شدن محاله

                                       نه برای عشق میلی          نه کسی به فکر لیلی

کاش تو قحطی شقایق     بشینیم توی یه قایق

                                       بزنیم دلو به دریا             منو تو تنهای تنها

 

اونقده میریم که ساحل     از من و تو بشه غافل

                                      قایقو با هم میرونیم         اونجا تا ابد می مونیم

 

جایی که نه آسمونش       نه صدای مردمونش

                               نه غمش نه جنب و جوشش           نه گلای گل فروشش

 

مث اینجا آهنی نیست      مث اینجا آهنی نیست

                              پس ببین یادت بمونه                   کسی هم اینو ندونه

 

زنده بودیم اگه فردا

وعده ما لب دریا        وعده ما لب دریا

یادمان باشـــد


زندگی خوردن و خوابیدن نیست

انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

زندگی چون گل سرخی است

پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم ا
ند.

خدایا

خدایا چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم

به نظر شما خطای دید از کجاست؟

به نظر شما خطای دید از کجاست؟


www.sohagroup.com

ماه گرفتگی

دستت رو بذار روی نصف صورتت به این پدیده می گن ماه گرفتگی

خداوندا

خداوندا ...


یک غزل آمد که حالم را گرفت:

خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند

دشنه ای نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمی پشتم شکست
 
 

سنگ را بستند و سگ آزاد شد
یک شبه بیداد آمد داد شد

  عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام
تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
 
 

عشق اگر اینست مرتد می شوم
خوب اگر اینست من بد می شوم

  بس کن ای دل نابسامانی بس است
کافرم! دیگر مسلمانی بس است
 
 
در میان خلق سر در گم شدم
عاقبت آلوده ی مردم شدم
 
 

بعد ازاین بابی کسی خو می کنم
هر چه در دل داشتم رو می کنم

نیستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم، بت پرستم، بت پرست

  بت پرستم،بت پرستی کار ماست
چشم مستی تحفه ی بازار ماست
  درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم
  من که با دریا تلاطم کرده ام
راه دریا را چرا گم کرده ام؟؟؟
  قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!
  من نمی گویم که خاموشم مکن
من نمی گویم فراموشم مکن
  من نمی گویم که با من یار باش
من نمی گویم مرا غم خوار باش
  من نمی گویم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
  روزگارت باد شیرین! شاد باش
دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
  آه! در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود!!!
  وای! رسم شهرتان بیداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود
  از درو دیوارتان خون می چکد
خون من،فرهاد،مجنون می چکد
  خسته ام از قصه های شوم تان
خسته از همدردی مسموم تان
  اینهمه خنجر دل کس خون نشد
این همه لیلی،کسی مجنون نشد
  آسمان خالی شد از فریادتان
بیستون در حسرت فرهادتان
  کوه کندن گر نباشد پیشه ام
بویی از فرهاد دارد تیشه ام
  عشق از من دورو پایم لنگ بود
قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
  گر نرفتم هر دو پایم خسته بود
تیشه گر افتاد دستم بسته بود
  چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
 گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
"ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"

تولدت مبارک

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

خدايا منعمم گردان به درويشی و خرسندی

 

 

 

سحر با باد ميگفتم حديث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است

بدين راه و روش می رو که با دلدار پيوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گويد باز

ورای حد تقرير است شرح آرزومندی

همايی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی

دريغ آن سايه رحمت که بر نا اهل افکندی

در اين بازار اگر سودی است با درويش خرسند است

خدايا منعمم گردان به درويشی و خرسندی

به شعر حافظ شيراز می رقصند و می نازند

سيه چشمان کشميری و ترکان سمرقندی

هر سد و مانعی میتواند یك شانس برای تغییر زندگی  انسان باشد."

در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط

جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند

خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان

و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ

می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه

شهری است كه نظم ندارد. حاكم این شهر عجب مرد

بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته

سنگ را از وسط برنمی داشت . نزدیك غروب، یك

 روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك

سنگ شد.
بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته

سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد.

 ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده

بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك

یادداشت پیدا كرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود : "

هر سد و مانعی میتواند یك شانس برای تغییر زندگی

انسان باشد."

13       13       13

یا مهدی (عج) ادرکنی   ممنون از اینکه گوشه چشمی بما داری

راه عشق ...



   هر چي ميخواي گربه برقصون ... غمي نيست. 

شادی کن کاکا شیرازی

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , 
سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , 
سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 


 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , 
سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوشحال باش

اينقدر زندگي رو جدي نگير

 برقص

cid:001c01c95b00$011d12e0$5f00a8c0@showabr.local

توي طبيعت استراحت كن

cid:002101c95b00$011d12e0$5f00a8c0@showabr.local

تفريح كن

cid:002201c95b00$011d12e0$5f00a8c0@showabr.local

و خوشحال باش

بزرگترین تارعنکبوت جهان بر روی یک درخت+ عکس



یک باغ گل سلام تقدیم شما

مهر دل ما مدام تقدیم شما عمری که شود به گام تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه که در شان شماست یک باغ گل سلام تقدیم شما

تولدم  مبارک ( هر شمع   نشانه 6  سال)


عجب صبري خدا دارد !   اگر من جاي او بودم .

عجب صبري خدا دارد !


اگر من جاي او بودم .


همان يك لحظه اوّل ، كه اوّل ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان ،

 جهان را با همه زيبايي و زشتي ، به روي يكدگر ، ويرانه مي كردم .

 


عجب صبري خدا دارد !


اگر من جاي او بودم .


كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم ،

 نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پيمانه مي كردم .

 


عجب صبري خدا دارد !


اگر من جاي او بودم .


كه مي ديدم يكي عريان و لرزان و ديگري پوشيده از صد جامه رنگين ،

 زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم .

 


عجب صبري خدا دارد !  


اگر من جاي او بودم .


 

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان ، هزاران ليلي

 

 ناز آفرين را كو به كو ، آواره و ديوانه مي كردم .
عجب صبري خدا دارد !


اگر من جاي او بودم .


به گرد شمع سوزان دل عشّاق سرگردان ،

 سراپاي وجود بي وفا معشوق را ، پروانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد !


اگر من جاي او بودم .


به عرش كبريايي ، با همه صبر خدايي ، تا كه مي ديدم عزيز نابجايي ،


عجب صبري خدا دارد !


چرا من جاي او باشم .


همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام

 

زشت كاري هاي اين مخلوق را دارد ، وگرنه من به جاي او چو بودم ،

 

يك نفس كي عادلانه سازشي ، با جاهل و فرزانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !

از این ها برم بفرستید

http://eshghamm.blogfa.com.

ا


.mahsae-ali.

.


.



صبور بايد بود اما شديد مصمم.

دو قطره آب اگر کنار هم قرار بگيرند چه مي کنند؟؟؟

جواب:  آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده و بهم مي پيوندند و يک قطره بزرگتر  تشکيل ميدهند.

اگر چند سنگ به هم نزديک شوند چه مي شود؟

آنها هيچگاه با هم يکي نمي شوند.

شايد تصوير سنگ ديگر را تا حدودي در خودببينند.

هر چه سخت تر و قالبی تر باشيد فهم ديگران برايتان مشکل تر و در نتيجه  احتمال بزرگتر شدنتان نيز کاهش مي يلبد...

مهارتهايي که شما در جهت آرامش ،بزرگوار تر و احتمال اجتماعي تر شدن کمک خواهد کرد را به ياد داشته باشيد:   

 نرمي                   بخشش                              مدارا           پشتکار

 حال چه چيزي سخت تر است؟!                       آب يا سنگ؟

اگر سنگي از کوه سرازير شود به مانعي بر خورد کند چه مي کند؟؟؟

اگر مانع کوجک باشد از روي آن عبور مي کند.

اگر متوسط باشد آن را در هم مي کوبد.

اگر بزرگتر باشد پشت آن مي ايستد تا تقدير بعدي چه باشد

 

اما آب چه مي کند:

ابتدا سعي مي کند مانع را با خود همراه کند.

اگر نتوانست ،آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از کوچکترين روزنه مي گردد.

و اگر نتوانست،صبر مي کند  تا به اندازه کافي قوي شود آنگاه يا از روي مانع عبور مي کند يا مانع را در هم مي شکند.

 

آب در عين نرمي و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت و در رسيدن به هدف لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ پشت اولين مانع جدي مي ايستد ولي آب راه ورود به دريا را مي يابد.

 

 

در زندگي بايد معناي واقعي سرسختي و استواري و مصمم بودن را در دل نرمي و گذشت جست و جو کرد.

گاهي لازم است کوتاه بيائي ، گاهي نگاهت را به سمت ديگري بدوزي

صبور بايد بود اما شديد مصمم.

 

عشق  یعنی

عشق

یعنی خون دل یعنی جفا

عشق یعنی درد دل یعنی صفا

عشق یعنی 1 شهاب و 1 سراب

عشق

یعنی یک سلام و یک جواب

عشق

یعنی یک نگاه و یک نیاز

عشق

یعنی عالمی راز و نیاز.

فروردینی هادر سال 1390 بر شما چه خواهد گذشت



در سال 1390 بر شما چه خواهد گذشت

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


اینگونه نگاه کنید ...

تقدیم به همه دوستان خوبم که همیشه بهترین نگاه را دارند
هفته ای سرشار از برکت و شادی داشته باشید



مرد را به عقلش نه به ثروتش 

زن را به وفایش نه به جمالش 

دوست را به محبتش نه به کلامش 

عاشق را به صبرش نه به ادعایش 

مال را به برکتش نه به مقدارش 

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش 

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش 


دانشمند را به علمش نه به مدرکش 

مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش 

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش 

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش 

دل را به پاکیش نه به صاحبش 


سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش