از مرغ و ماهي كرديم توبه
فقرم مدام است از دست بدخواه
حالم خراب است الحمد لله
اي جيب سوراخ فوراً رفو شو
آن قبض برق است اين قسط اين ماه
ما را به اين فقر مجبور كردند
مردان نامرد زن هاي خودخواه
گاهي صف شير گاهي سي ان جي
يك جا پلاسيم ما گاه و بي گاه
از قورمه سبزي بو را چشيديم
از قيمه ديديم تصوير دلخواه
از مرغ و ماهي كرديم توبه
از املت اما استغفرالله
يوسف كبابي يك شب مرا ديد
گفتا نميري در نيمه ي راه
ليوان دوغي مهمان ما شو
گويا فشارت افتاده در چاه
بوي كبابش در كوچه بود و
در حنجر من صد بغض و صد آه
گفتم كه اين دوغ در خانه هم هست
لعنت به اين بخت لعنت به اين راه
+ نوشته شده در دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|