روز روشن جان و مال و آبرو را مىبرند
مرغ همسايه ز غاز خانهمان بهترتر است
گفت: زنها را چگونه مىپسندى ؟ گفتمش:
خوشگل و پولدار، اما بىزبان بهترتر است
گفت: بين دختر شيرازى و رشتى كدام ؟
گفتمش: هر دو ، ولى مازندران بهترتر است
در امان از زخمِ چشمِ مردمان تنگ چشم
از گالانت و بنز، ماشين ژيان بهترتر است
درد بىدرمان ما را آب درمانى دواست
ليك آب ديده از آب روان بهترتر است
گفتم: اى حاجى گوارا پول كم، اما حلال
گفت: نه ! پول حرام اما كلان بهترتر است
داشت ويلاى دو صد هكتارى و مىگفت باز
خانهى بهمان و ويلاى فلان بهترتر است
گشتم احزاب و فِرَق را در جهان و عاقبت
ديدم از هر فرقهاى حزب خران بهترتر است
گرچه با پارتى ره صدساله را يكشب روى
ليكن از بهر ترّقى نردبان بهترتر است
در خراب آباد بىقانونى و هردمبيلى
دوستى با جمع دزد از پاسبان بهترتر است
تا كه خنجر مىزنند از پشت ياران شفيق
اعتماد و يكدلى با ناكسان بهترتر است
گوسفندى زير چاقوى شبانى گريه كرد
گفت: گرگ تيز دندان از شبان بهترتر است
روز روشن جان و مال و آبرو را مىبرند
از چنين قومى ، گروه طالبان بهترتر است
عالمان بىعمل را گو كه صد بار از شما
بىسواد هالوى هيچى ندان بهترتر است