یوسف گم‏گشته پيدا مي شود حالا ببين
بخت مان يك بارگي پا مي شود حالا ببين
با هدفمندي يارانه به اميد خدا
چارمان هشتاد و چل تا مي شود حالا ببين
جيب مان از پول يارانه كه پر شد لاجرم
كشور ما بهترين جا مي شود حالا ببين
حاجي ارزاني زند لبخند بر روي همه
مهر او در قلب ما جا مي شود حالا ببين
نان اگر گيرت نيامد بي خيال نان شب
در عوض پشت عدو تا مي شود حالا ببين
وام مي گيريم از لبنان و افغان و كومور
اقتصاد ما شكوفا مي شود حالا ببين
مي شود مال خود ما كل ششدانگ خزر
لطف پوتين شامل ما مي شود حالا ببين
از دعاي ما درآمدهاي استكبار غرب
خرج قاقا و عطينا مي شود حالا ببين
مي شود مال خود ما هر چه در مي آوريم
مفت خور كارش تماشا مي شود حالا ببين
قهر مي فرمايد از ما مشتي آقاي چاوز
ارتباط از بيخ حاشا مي شود حالا ببين
ليست نام مفسدان از جيب چون خارج شود
دزد يك مقدار رسوا مي شود حالا ببين
خرده خرده مي رسد پايان آقازادگي
مشت شان پيش همه وا مي شود حالا ببين
بازي فوتبال ما با لطف مسئولين امر
برتر از تيم اروپا مي شود حالا ببين
مي شود برنامۀ توليد مسكن هم رديف
آهن و سنگش مهيا مي شود حالا ببين
مترو شيراز در صد سال و اندي بعد از اين
پيش روي ما هويدا مي شود حالا ببين
گر خورم كمتر ترشي جات و آبليمو و دوغ
شعر من مانند نيما مي شود حالا ببين