چون زمان مرد سالاري گذشت دوره ي اعمال اجباري گذشت
باروري جنس مؤنث بدون نياز به
اسپرم جنس مذكر دستاورد پژوهشكده رويان
يعني مادر مي تواند بدون نياز به اسپرم بارور شود))
گفت روزي مه لقا با همسرش
آن كه تا ديروز بـُد تاج سرش
گوش كن آقاي برزو ، بعد از اين
چار زانو پيش روي من بشين!
چون زمان مرد سالاري گذشت
دوره ي اعمال اجباري گذشت
من به تو وابسته ديگر نيستم
چون كه مي دانم كه ديگر كيستم؟
گرچه نامردم ولي دارم توان
تا كنم توليد فرزندي مامان
من خودم را بارور خواهم نمود
گوي سبقت را زتو خواهم ربود
بعد از اين فرزند من نام مرا
زنده خواهد كرد با لطف خدا
بعد از اين بي جـّر وبحث و گفتگو
مي شود فاميل من فاميل او
پس ولي دم ّفرزندان منم
هم پدر هم مادر ايشان منم
ديگر آن شب هاي جمعه دود شد
آن رسوم جاهلي نابود شد
بعد از اين جان من و جان شما
هرشب جمعه به نزديكم نيا
مي كنم توليد خود فرزند خود
بچه هاي خوشگل ِدلبند خود
ديگر آنها زشت و مُنگل نيستند
مثل تو ديوانه و خُل نيستند
بچه هايم مثل من زيبا شوند
عين جدّم زيرك و دانا شوند
تا ژن تو با ژنم باشد عجين
حال و روز بچه ها باشد همين
پس برو فعلن كمي كشكت بساب
پيش من جان خودت ديگر نخواب
بعد از اين كارَت فقط نان آوري است
اين فقط سهميه ات از همسري است
گفت برزو خان به «جاويد» اين چنين
كاش رويان نقش مي شد بر زمين
چون كه ما را سر به زير و خوار كرد
مرد ها را چون گل ديوار كرد
يعني مادر مي تواند بدون نياز به اسپرم بارور شود))
گفت روزي مه لقا با همسرش
آن كه تا ديروز بـُد تاج سرش
گوش كن آقاي برزو ، بعد از اين
چار زانو پيش روي من بشين!
چون زمان مرد سالاري گذشت
دوره ي اعمال اجباري گذشت
من به تو وابسته ديگر نيستم
چون كه مي دانم كه ديگر كيستم؟
گرچه نامردم ولي دارم توان
تا كنم توليد فرزندي مامان
من خودم را بارور خواهم نمود
گوي سبقت را زتو خواهم ربود
بعد از اين فرزند من نام مرا
زنده خواهد كرد با لطف خدا
بعد از اين بي جـّر وبحث و گفتگو
مي شود فاميل من فاميل او
پس ولي دم ّفرزندان منم
هم پدر هم مادر ايشان منم
ديگر آن شب هاي جمعه دود شد
آن رسوم جاهلي نابود شد
بعد از اين جان من و جان شما
هرشب جمعه به نزديكم نيا
مي كنم توليد خود فرزند خود
بچه هاي خوشگل ِدلبند خود
ديگر آنها زشت و مُنگل نيستند
مثل تو ديوانه و خُل نيستند
بچه هايم مثل من زيبا شوند
عين جدّم زيرك و دانا شوند
تا ژن تو با ژنم باشد عجين
حال و روز بچه ها باشد همين
پس برو فعلن كمي كشكت بساب
پيش من جان خودت ديگر نخواب
بعد از اين كارَت فقط نان آوري است
اين فقط سهميه ات از همسري است
گفت برزو خان به «جاويد» اين چنين
كاش رويان نقش مي شد بر زمين
چون كه ما را سر به زير و خوار كرد
مرد ها را چون گل ديوار كرد
+ نوشته شده در ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|