نیایش
...صبح
راآغازمیکنم درحالیکه
-مدت عمرم آهسته آهسته کم می شودومرگ نزدیکترمی گردد.
-اعمالم چه خوب چه بد چه کم وچه زیادثبت می گردد.
-مرگ درپی من است ودست ازگریبانم برنمی دارد.
-آتش دوزخ رابه دنبال خوداحساس می کنم ومی بینم.
نمی دانم عاقبت چه خواهدشد
امام رضا(ع)
خدایا"...
نگذاردروغ بگویم زیرادروغ ظلم کثیفی است.
هدایتم کن!زیرامی دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
محتاجم مکن که تهمت بزنم زیراتهمت خیانت ظالمانه ای است.
ماراببخش به خاطرگناهانی که مارااحاطه کرده وخودازآن آگاهی نداریم.
"شهیدچمران"
+ نوشته شده در سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|