فتم كه غمخوار توام ، گفتي غمي نيست – غير از نمك ، اين زخمها را مرهمي نيست

گفتم كه از نامحرمان پرهيز كن ، گفت -----  اينجا به غير از ما دو تا نامحرمي نيست

حالا كه دستم رو شده پيش خلايق  ---- كاري تر از لبخند مشت محكمي نيست

رسوايي ما كمترين تاوان ما بود ----  اين روزها عاشق شدن جرم كمي نيست

اي دل اگر با ناخوشي ها سازگاري -----   از عالم عشاق خوشتر عالمي نيست

باران لطفي نيست اما تشنگي هست  ---  سيل دمادم هست ، اشك نم نمي نيست.