اينجا به غير از ما دو تا نامحرمي نيست
فتم
كه غمخوار توام ، گفتي غمي نيست – غير از نمك ، اين زخمها را مرهمي نيست
گفتم كه از نامحرمان پرهيز كن ، گفت ----- اينجا به غير از ما دو تا نامحرمي نيست
حالا كه دستم رو شده پيش خلايق ---- كاري تر از لبخند مشت محكمي نيست
رسوايي ما كمترين تاوان ما بود ---- اين روزها عاشق شدن جرم كمي نيست
اي دل اگر با ناخوشي ها سازگاري ----- از عالم عشاق خوشتر عالمي نيست
باران لطفي نيست اما تشنگي هست --- سيل دمادم هست ، اشك نم نمي نيست.
+ نوشته شده در بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|