بگیر دامنِ حلّالِ هر معما را
فریب می دهد اوهام زندگی ما را ...
نگاه ، عاشق آیینه کرده دل ها را
برای دیدن زیبایی ِ بهار و بهشت
سپرده اند دل ِ دیده پروری ما را
به شور و شوق ، بیندیش در طبیعتِ مست
به چشمِ عشق ببین کوه و دشت و دریا را
برای این که بدانی جهان تماشایی ست
بگیر دامن ِ اندیشه ی تماشا را
قفس نمی کند عشق ِ پرنده را آزاد
نباید این همه جدی گرفت ، دنیا را
دلی که مست نگردد به باده ی امروز
ازو دریغ کند روزگار ، فردا را
اگر حضور دل انگیز ، آرزو داری
ببر به زمزمه ی عشق ، جان شیدا را
خدا همیشه بزرگ است ، با دلی مشتاق
بگیر دامنِ حلّالِ هر معما را
+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|