غروب پنجره
شکسته ساقه های انتظارم
پر است از گریه امشب کوله بارم
بروید از دلم گل های اندوه
به تن جز رَخت دلتنگی ندارم
_____ _____ ______
میان سینه از غم کوهسار است
روان از هر دو چشمم جویبار است
کویر سینه خشک و لاله ی دل
کبود از زخم های روزگار است
+ نوشته شده در بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|