ای درد ،برگرد!
من در تو می مانم تو در من باش ای درد!
من گرم تر از استوا تو قطب دل سرد
میدان مهیا کن بتازان اسب خودرا
اینک منم در قلب این میدان هماورد
تو خشم آتش گون خودرا بر تنم ریز
من بر سرت مشتی شرار آه ای درد!
در استواری کوه وچون در یا عمیق است
کی می هراسد از هیولای تو این مرد
گرروزوشب در قلب من آتش بکاری
هر گز نمی افتد زپا این مرد ناورد
پیش شکوه مرگ هم عجزی ندارد
مردی که خود را در هجوم مرگ پرورد
جا کرده ای در جان من گویی بهشت است
بر تو جهنم می شود ای درد ،برگرد!
+ نوشته شده در بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|