الله سرِ هر اسم و رسمي،

الله مهار هر طلسمي،

الله سُرور و رَوح سالک،

حامي و حماي در مهالک،


الله وَراي کلّ کامل،

سر سلسله ي همه مراحل،

محمود مسلم ملائک،

امار مطاع در ممالک،
هم سالک و هم سلوک و مسلوک،

او مالک و ماسواه مملوک،

هر حکم که داد هر دل آگاه،
سر لوحه حکم اسم الله،

اسمي که در او دواي هر درد،

اسمي که رواي مرئه و مرد،
اسمي که مراد آدم آمد،

اسمي که سرود عالم آمد،

سوداگر اگر در او دل آسود،
سودا همه سود دارد و سود،

مر همدم کردگار عالم،

کي هول و هراس دارد و هم،ّ

دل در حرم مطهر او،

گل گردد و هم معطّر او،

هر دل که ولاي وصل دارد،


همواره هواي وصل دارد،

موسي که هواي طور دارد،

کي دل سر وصل حور دارد،
اي واي مر آدم هوس را،

دل داده کام سگ مگس را،

در وصل صمد رسد رصدگر،

در اسم احد رود سراسر،

درگاه سحر مراد سالک،دادار