ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگه
مثل آیینه مشو، محو جمال دیگران
از دل و دیده فروشوی، خیال دیگران
آتش از نالۀ مرغان حرم گیرو بسوز
آشیانی که نهادی، به نهال دیگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان، با پر و بال دیگران
مرد آزادم و آن گونه غیورم که مرا
میتوان کشت، به یک جام زلال دیگران
ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگه
هجر تو خوشترم آید، ز وصال دیگران
+ نوشته شده در پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|