اشک باید ریخت بر رنج پیمبر (ص) روز و شب
خسته ایم از زندگانی ای سیاست بازها
دود کردید عمر ما را در چرای غازها
تا بر آید چرب و شیرین نانتان زین خاک سرخ
عمرمان در باغ آتش سوخت چون خبّازها
وصلتان با تنگ چشمان نیست سودا جز زیان
سگ به خوان دارند این چنگیز خو انبازها
اشک باید ریخت بر رنج پیمبر (ص) روز و شب
این چه قرآنی است می خوانند تقوی تازها
من نوشتم این غزل امّا بدان در این زمان
چشم هوشی کو که خواند خطّ به خطّ این رازها ؟!
+ نوشته شده در پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|