آنجا که عشق با زبری زیر می شود

دلبر به انتظار نمک گیر می شود

فهمیده ای چرا به غذا لب نمی زنم ؟

آدم که خون دل بخورد سیر می شود 


چون جنگ های تن به تن چرخ دنده هاست
دستی که لای موی تو درگیر می شود

توهین مکن به مسئله ی دل سپردنم

قرآن به قدر فهم تو تفسیر می شود

از گربه ی فرو شده در تنگنا بترس

هر گربه ای به وقت خطر شیر می شود !