تا نام تو را ازنفس باد شنیدم
دنبال تو هرسوی که می رفت دویدم

تنهایی از آن روز شد آغاز که ناگاه
من عکس تو را در وسط طاقچه دیدم

تندیس تورا در وسط شهر خیالم
افراشته،پرداختم و روح دمیدم

ای سرخ تر از سرخ ترین شعر حماسی
ای ناب ترین واژه اشعار سپیدم

یک عمر بیادت همه شب شعر سرودم
هی اشک شدم،روی مزار تو چکیدم

یکبار پریدی فقط از شاخه ولی من
یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریدم

من باتو ز تاریخ غم آلوده گذشتم
من با تو به هر جا که دلم خواست،رسیدم