بخواه ای طالب اوج و مدارج
خدا را نعمت ظاهر فزون است
دو چندانش «و ما لا تبصرون » است
بگو «بل نحن محرومون » که شاید
در رحمت به رویت بر گشاید
بخواه ای طالب اوج و مدارج
چنین نعمت «من الله ذی المعارج »
نمی یابند از او پاداش سنگین
به دنیا وآخرت «الا المصلین »
ز کبر آن کس که خود را معتبر گفت
خداوندش «ساصلیه سقر» گفت
تدبر گر کنی ماه و شب و روز
«نذیرا للبشر» هستند مفروز
امان از روز رستاخیز کآنجا
دوبند خلق گیرد دست یکتا
کسی گوینده جز «این المفر» نیست
جوابی غیر « کلا لا وزر» نیست
تو آیا فرع داری اصل داری ؟
پس انداز « لیوم الفصل» داری؟
گنهکارا ز دفتر خواندی این را
« کذلک نفعل بالمجرمین » را؟
خدا گوید به رستاخیز ایدون
« فان کان لکم کید فکیدون »
« لفی سجین» کتاب کل فجار
« و ما ادرئک ما سجین» کنهکار