چواشک افتاده ام اینجابه پاتان کربلایی ها

من وچشمی که میگریدبراتان کربلایی ها

چه مشتاقانه رفتید وچه غمگینانه برگشتید

قبول حق طواف کربلاتان کربلایی ها

به پابوس حرم مشتاق ماندیم وغزل گفتیم

غزلهای غریب من فداتان کربلایی ها

صفا آورده ایداماچه بی تابانه می بارد

عطش ازسینه ودست و نگاتان کربلایی ها

شماآرامش بعد ازعبورفوج طوفانید

هنوز ابری است میدانم هواتان کربلایی ها

ومی آیدبگوش من غم آوای مظلومی

میان هق هق گرم صداتان کربلایی ها

برای ما بخواهید ازخدا طوف حریمش را

که میریزد اجابت ازدعاتان کربلایی ها