قرین فاتحه باشی چودرلحد باشی

عنان عقده گشودن اگربلد باشی

خداکند که نباشی گره به پای کسی

هميشه همدم خوبي سبد سبد باشي

بکوش تادم رفتن همیشگی بشوی

مباد آنکه برادر فقط جسد باشی

نثاربخت بلندت هزارباغ بهشت

دمی که دل نگران قبول ورد باشی

مباد گلّه مارا دراین حواشی دشت

شبيه گرگ پلیدی که میدرد باشی

برای من تونسیمی که درجنان بوزد

برای جمله عالم اگرکه بدباشی

چه می شود که بیایی شبان خاطره را

خروش چنگ نکیسا وباربد باشی

ورای هرچه که شاعر،ورای هرچه سرود

غزل سروده نابی که می شود باشی

اگرکه اهل صوابی قرین فاتحه کن

مزار خاکی مارا که بی عدد باشی