ای که توئی بر همه سنگ صبور
ای همه جا نام تو رمز عبور وی نگهت چشمۀ جوشان نور
درهوس روی تو هر جا کنم با نگهم رهگذران را مرور
در طلبت مست و خرامان به شوق ملک سلیمان تو گشتم چو مور
چون ننمودی رخ ماهت عیان لعل بدخشان شده بی رنگ و نور
خسته ام از این همه فریاد سرد ای که تو فریاد رس از راه دور
عشق تو و این دل و این ادعا یک نگه و این من و بزم تنور
روی سیاه من و شرم از حبیب ای که توئی بر همه سنگ صبور
مهر پس پرده عیان کن تو روی ناب ترین زمزم مستی و شور
ای تو بهار دل هر منتظر
سبزترین آیه فصل ظهور
+ نوشته شده در بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|