نامش ملکوت روح و جان است این خاک


بـا خون خدا مهر و نشان است این خاک



برّی  که به دریای عطش معروف   است


سرچشمه اشک آسمان است این خاک




چون  آیینه ی کون و مکان است این خاک



هفتـاد  و  دو  لاله  آرمیــــــــــدند   اینجا


زان روست که تربت جنان است این خاک



دادنــد   به  پــاکی  لقــبش   از آن   رو


سرلوحه کام طفل جان است این خـاک



بینا شده  با سرمه ی تربت  این   چشم


برتر ز خیـال و از گمان است  این  خـاک



درهـای بهشت بی جوازش بسته است


الحق  که  فراتر از بیان است  این خـاک