ناله ها در پیش روی و لاله ها در پشت سر
• بی تو دارم بار غم منزل به منزل می کشم
می کشم اما چه قدر این بار مشکل می کشم
ناله ها در پیش روی و لاله ها در پشت سر
این سفر تو رفته ای من ناقه از گل می کشم
مشک خشکی ماند برجا، روی دست آب ها
من به جایت مشک را حالا به ساحل می کشم
ماه باید ماه باشد مثل عباس آن که من
در غزلها صورتش را ماه کامل می کشم
ماه من در کاسه ی شعرم عسل می ریخته
بیت بیتی من از آن شیرین شمایل می کشم
ظهر جوشانی پدید آوردم از اشک و عطش
روی کاغذ دجله و آتش مقابل می کشم
تیغ آمد قطع شد دست من از دامان او
آه ها از دست آن میر قبایل می کشم
ساقی از دستان تو افتاد مشک و من هنوز
چشم طفلان را به دستان تو مایل می کشم
بچه هایی تشنه خاک آلوده اما ماه ماه
من عموماً بچه ها را ناز و خوشگل می کشم
کاروانی زخم در این شعر راه افتاده است
مقصد این کاروان را شام باطل می کشم
من نبودم کاروان بی ساربانش رفته بود
من فقط خاکستر یک کاروان دل می کشم
هر که هرچه می کشد از دست چشمش می کشد
من که هر چه می کشم از دست این دل می کشم