شرم من باد به جز این ، ز شما بنویسم
شده ام عاشق تو ، تا ز خدا بنویسم
من مسلمان شده ام ، تا که تو را بنویسم
تا زمین رمزگشایی کند از عاشورا
باید ای سرخ ! معمای تو را بنویسم
عقل سرخی تو و فهمیدن تو آسان نیست
مددی ، تا ز تو ای خون خدا ! بنویسم
داستان تو و جانبازی یارانت را
باید ای آینه ! بی چون و چرا بنویسم
کربلا سرخ ، خدا سرخ ، حقیقت سرخ است
سرخی خون تو را ، زرد چرا بنویسم ؟
کربلا در عطش بوسه به لب هایت سوخت
پس چرا در طلب آب تو را بنویسم ؟
زیر شمشیر غمش ، رقص کنان رفتی تو
شرم من باد به جز این ، ز شما بنویسم
« لا اری الموت ... » ، و این نیست به جز پیروزی
دست من باد قلم ، گر که خطا بنویسم
باز هم دیر رسیدم به قیام ات ، ای مرد !
سهم من ؟ آه ... ! که این مرثیه را بنویسم
+ نوشته شده در نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|