خاطرم هست تراتوی عبا آوردند

خاطرم هست ترابا شهدا آوردند

بعدده سال دراین بادیه باران بارید

به نمازی که سرنعش توجاآوردند

شهرباآمدنت رفتن خودرامی دید

دوستانت که ترانوحه سرا آوردند

به کدامین افق دورنظرداشته ای

که ترادرصفی ازسعی وصفا آوردند

توهمان روزکه درآینه تکثیر شدی

تکه تکه بدنت رارفقا آوردند

حسن یوسف شدی وبوی تغزل داری

که ردیف غزلم چشم سیا آوردند

بوی پیراهن توآمدو باران بارید

یوسفا چشم مرابهرشفا آوردند

تاهمین لحظه گریبان زغمت چاک کنم

ای جگرگوشه من نام ترا آوردند

رفته بودی که نیایی پسرم میدانم

خبرت راگذر حادثه ها آوردند