بـا قـدوم خویش در دلـهـای ما شادی بکار
اِی که عشقت بُرده از دل طاقت و تاب و قرار
اِی که چشم عـاشقـانت از فراقت اَشک بـار
ای یگانـه حجَّت حـق بَـر زمین ؛ ای مهربان
ای کـه نـامت می فــزاید شاعران را افتخار
آه ما بس بی اثر ؛ فریــادهــامــان بـی ثمر
چون گرفته صفحه ی آئینـه ی دل را غُـبـار
اشک بَر چشم از خدا خواهیم تا اِذنت دهـد
صد دریغ ای گُل؛که اَشکِ چشم هم نآید به کار
از خدایت خود بخـواه اذن ظـهـور خویش را
بـا قـدوم خویش در دلـهـای ما شادی بکار
+ نوشته شده در شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|