وصف تو ممکن نبوَد با سخن
ای پسر اول زهرا حسن
سیـدنا سیـدنا یا حسن
صورت تو سورۀ فرقان و نور
چشم بد از روی دلآرات دور
عفو خدا شیفتۀ یاربت
عاشق «العفو» نماز شبت
وصف تو ممکن نبوَد با سخن
تو حسنی تو حسنی تو حسن
طلعت زیبات شده باغ گل
از اثـر بـوسۀ ختـم رسل
جای تو آغوش رسول خداست
مرکب تو دوش رسول خداست
بهر تو ای مهر تو خیرالعمل
دوش محمّد شده "نعم الجمل"
تا تو نهی پای به پشتش، رسول
مانده خم و سجده خود داده طول
آنکه دهد شهد به وحی از دو لب
از لب شیرین تـو نـوشد رطب
روی تـو آیینـۀ حسـنآفرین
یک حسن و این همه حسن؟- آفرین!
چارم آن پنجی و در چشم من
پنـج تنـی پنـج تنـی پنج تن
جود تو از چشمۀ بیابتداست
سفره تو مُلک وسیع خد
+ نوشته شده در سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|