اندیشه که گل گشت ، دگر خار نگردد
ای کاش بشر در پی آزار نگردد
در آیینه ها ، ظلم پدیدار نگردد
در خانه ی بی در ، دلی آرام ندارد
در ، کاش که تبدیل به دیوار نگردد
گر عدل شود حاکم ِ اندیشه ی انسان
بر دوشِ کسی ، بار ِ کسی ، بار نگردد
اهل خرد آن است که وقتی سخنی گفت
در آتیه ، مجبور به انکار نگردد
فرق است میانِ گل ِ بی خار و گلِ خوار
اندیشه که گل گشت ، دگر خار نگردد
ما کشته ی دردیم در آبادی فرهنگ
دل را بنوازید ، که بیمار نگردد
دیریست که خورشید درین خانه دمیده ست
ای وای بر آن خفته که بیدار نگردد
+ نوشته شده در سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|