دارم امید تا که شوی شافعم به حشر
هر نغمه ای که هست در عالم نوای توست
هر جا که هست قصه ای از ماجرای توست
رخشنده تر ز چشمه خورشید عالمی
این روشنای نه فلک از روشنای توست
در بیکران جمله هستی حقیقتی
چشم و چراغ عالم امکان لقای توست
این رتبه ای که کعبه از او یافت احترام
از وعظ و از کلام تو و ربّنای توست
دادی تو بر قیام عدالت پیام خون
نبض بلوغ عدل و عدالت ندای توست
میثاق سرخ توست مرا روح زندگی
محراب بوسه گاه لبم خاک پای توست
ای ساحل امید دل بی قرار من
آن قبله گاه و منظر دل کربلای توست
ای وسعت قداست و ای آبروی دین
عمق نگاه آیینه ها اعتلای توست
جان را به راه دین خدا کرده ای نثار
ایثار جان تجّلی رمز بقای توست
دارم امید تا که شوی شافعم به حشر
ما را نگاه بر کرم و برعطای توست