در سرزمین خورشید مهتاب کاره ای نیست

در پیشگاه دریا مرداب کاره ای نیست

 

گلگون تر از انار است رخسار خوبرویان

نقاش چیره دست است سرخاب کاره ای نیست

 

روز الست ما را بی آب سر بریدند

عشاق سر ندارند قصاب کاره ای نیست

 

در چیدمان هستی نامم "خلیفه الله"

دلبر مهندس ماست نصاب کاره ای نیست

 

خوابت گرفت "فریاد" وقت اذان صبح است

بیدار شو که چشمت در خواب کاره ای نیست