گفت با کرب وبلا، کعبه : من از تو برترم!
تو بیابانی ومن بیت خدای اکبرم.

کربلا در پاسخش گفتا: اگر تو خانه ایی 
من همه خون خدا میجوشد از بام ودرم!!!

کعبه گفتا: مرد و زن برگرد من آرد طواف
من مطاف مسلمین، از که تر و از مه ترم

کربلا گفتا: چه میگویی؟! شب آدینه من
میزبان انبیاء از اولین تا آخرم . . . 

کعبه گفتا: مرتضی در من بدنیا آمده
این شرافت بس که من خود زادگاه حیدرم

کربلا گفتا: علی بوده سه شب مهمان من
من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم

کعبه گفتا : من صفا ومروه دارم در کنار
وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم

کربلا گفت این منم در خیمه گاه وقطله گاه
سعی هفتاد ودو ثارلله را یاد آورم

کعبه گفتا : بود دحو الارض در دامان من
من همانا برتمام آفرینش محورم

ناگهان ارحق ندا آمد حرم خاموش باش
تو کجا وکربلا! هرچند باشی محترم!

هستی تو خلقت تو ،از طفیل کربلاست
چند میگویی که من ازکربلا بالاترم!؟

کربلادارد به کل آفرینش افتخار
کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم

من مزار پاک 72 ثارلله ی ام
من هم آغوش ابالفضل و علی اکبرم

ملجع العشاق فرموده علی ، نام مرا
شاهدم این دامن سرخ شهادت پرورم

اشک زهرا ریخته در دامن گلزار من
عطر جنت می وزد از لاله های پرپرم

ذره ایی ازخاک من درد خلایق را دواست
خون ثارلله می جوشد زهر نخل ترم

اینکه می بوسند خاکم، انبیا و اولیا !
دست عباس اوفتاده ست بخاک معبرم

در بغل دارم فرات تا قیامت شرمگین
از رباب و حنجر خشک علی اصغرم