فدای لب تشنه ات یا علی اصغر
فَـدایِ تشنه لَـبَـت مـادَرَت رُباب اَصْغَرْ
مَکُن بَه ناله ی خود قلبِ من کَباب اَصْغَرْ
سه روز گشته کـه آبی نخورده بَر لَبِ تو
نموده اَهلِ ستَـم زانـکـه قحطِ آب اَصْغَرْ
زِ مَن مَشو گِلِه مَند اِی غَزالِ تشنه ی من
که تشنه ام چو تو من هم به پیچ و تاب اَصْغَرْ
خـجـالت است زِ روی تو ماهِ گردون نیز
زِ شـرمِ مـاه ؛ هَـدَر گشتـه ماهتاب اَصْغَرْ
+ نوشته شده در بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|