نوروز که یاد آور ایام بهار است

یاد آور طرف چمن و گشت و گذار است

گردیده از این روز جهان یکسره زیبا

پیدا و عیان سبزه به هر جوی کنار است

بلبل سر هر شاخه به آواز بهاری

چشمم به تماشای گل و صوت هزار است

هر شاخه به تن کرده ز نو رخت شکوفه

در حسرتشان بید واقاقی و چنار است

گلزار و گلستان ز گل و غنچه بسیار

الوان و فریبنده چو دامان نگار است

آراسته صحرا شده چون جنت اعلا

آوای  طیوران همه چون نغمه تار است

سرگرم چرا،آهوی صحرا به علفزار

صیاد کمانگیرنشان،وقت شکار است

دهقان ز سر شوق وشعف،بذر بیفشان

از خواب گران خیز که هنگامه ی کار است

مخلص منما غفلت از این منظر زیبا

کاندر گذر از سال ومه و لیل و نهار است