بر حال بی نوای خودم گریه می کنم
دارم خودم برای خودم گریه می کنم
با اشک (های های) خودم گریه می کنم
سفره که جمع می شود امشب به پشت در
تا صبح پا به پای خودم گریه می کنم
بیرون این حرم که محلم نمی دهند
بر حال بی نوای خودم گریه می کنم
خوبی به من نیامده بدتر شدم زقبل
بردرد بی دوای خودم گریه می کنم
یک بار پای قول و قرارم نمانده ام
بر خلف وعده های خودم گریه می کنم
عمری عزیز فاطمه جایم گریسته
امشب خودم بجای خودم گریه می کنم
شرط وفا نبود که تنها گذارمش
بر این همه جفای خودم گریه می کنم
هم برحجاب و عفت ناموس شیعه هم
بر غیرت و حیای خودم گریه می کنم
چندی برای غصه مردم گریستم
امشب فقط برای خودم گریه می کنم
آقا اگر اجازه دهی گوشه حرم
کز کرده با خدای خودم گریه می کنم
این اشکها به خاطر دنیا نبود که
از داغ کربلای خودم گریه می کنم
اصلا نیاز نیست که بانی شود کسی
وقتی به روضه های خودم گریه می کنم
+ نوشته شده در سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط مهربانی
|