اختراع ایرانی..........
عاشقی یک غذای ماشینی ست، غالباً طعم چیز هم دارد
مثل این فیلم های خارجکی ست، صحنه ی لیز و پیز هم دارد
روزهای نخست عاشقی ات، طبق معمول روزهای خوشی ست
تشک گرم و نرم زندگی است، اولش جست و خیز هم دارد
روزهای وسط همیشه سگی ست، هر دقیقه مدل عوض کردن
مثل موهای خارپشت شدن، دست توی پریز هم دارد
روز آخر همیشه این جوری ست، تشک تخت می شود پاره
فنر تخت می زند بیرون، که فنر نوک تیز هم دارد
عشق را با دمشق معمولا، می توان قافیه قرارش داد
گفتن از سوریه ولی داداش، جرم سیخ است و جیز هم دارد
یک زمان داستان گربه و موش، یک زمان گرگ و بزبزقندی
گشتِ ارشاد و بــــــوق هم ایضا، پادشاه و کنیز هم دارد
عاشقی چیز کوچک و ریزی ست، مثل یک بلدوزر پر از زور است
عضو احزاب فلفل است اکنون، کوچکش تند و تیز هم دارد
مثل یک کتری نشسته و زشت، گوشه ی آبدارخانه ولوست
چای جوشیده ای ست معمولا، طعم تلخ و غلیظ هم دارد
با تمام صفات و اوصافش، عاشقی اختراع چینی نیست
کاملا دستکارِ ایرانی ست، قطعات تمیز هم دارد!