یک کم می خوریم
یک نفر می گفت ما افطار یک کم می خوریم
من نمیدانم ولی انگار یک کم می خوریم
سفره ی افطار از بس با صفا و خوشگل است
تا که می بینیم، بالاجبار یک کم می خوریم
ابتدا آش و هلیم و و کال جوش و شله زرد
سیر دل با نان کنجد دار یک کم می خوریم
بعد از آن هم با دو بشقابی پلو از مرغ هم
نم نمک ، با لذت بسیار یک کم می خوریم
قرمه سبزی مانده اما معده تا حلقوم پر
بس که باحال است، یک مقدار ، یک کم می خوریم
توی مهمانی نه از خوش اشتهایی یا که میل
بلکه از بس می شود اصرار یک کم می خوریم
بعد از آش و شنسل و لازانیا و پیتزا
از چلو ماهیچه هم ناچار یک کم می خوریم
بعد از آن هم میوه و شیرینی و آجیل را
تا که باشد معده با ما یار یک کم می خوریم
وای از وقتی که در مهمانی اقوام با
یک لباس تنگ و کت شلوار یک کم می خوریم
دائما بزغاله ی پروار وارد می شود
چون که ما بزغاله ی پروار یک کم می خوریم
چون هدف از روزه بگرفتن همین کم خوردن است
ما هم افطار و سحر ، هر بار یک کم می خوریم
چون که در این ماه غیبت بین ما مرسوم نیست
تا نباشد غیبتی در کار، یک کم می خوریم