یک نفر می گفت ما افطار یک کم می خوریم

من نمیدانم ولی انگار یک کم می خوریم

سفره ی افطار از بس با صفا و خوشگل است

تا که می بینیم، بالاجبار یک کم می خوریم

ابتدا آش و هلیم و و کال جوش و شله زرد

سیر دل با نان کنجد دار یک کم می خوریم

بعد از آن هم با دو بشقابی پلو  از مرغ هم

نم نمک ، با لذت بسیار یک کم می خوریم

قرمه سبزی مانده اما معده تا حلقوم پر

  بس که باحال است، یک مقدار ، یک کم می خوریم

توی مهمانی نه از خوش اشتهایی  یا که میل

بلکه از بس می شود اصرار یک کم می خوریم

 بعد از آش  و شنسل و لازانیا و پیتزا 

از چلو ماهیچه هم ناچار یک کم می خوریم

بعد از آن هم میوه و شیرینی و آجیل را

تا که باشد معده با ما یار یک کم می خوریم

وای از وقتی که در مهمانی اقوام با

یک لباس تنگ و کت شلوار یک کم می خوریم

دائما بزغاله ی پروار وارد می شود

چون که ما بزغاله ی پروار یک کم می خوریم

چون هدف از روزه بگرفتن همین  کم خوردن است

ما هم افطار و سحر ، هر بار یک کم می خوریم

چون که در این ماه غیبت  بین ما مرسوم نیست

تا نباشد غیبتی  در کار، یک کم می خوریم

 توسط : مصطفی مشایخی