افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
 آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
آن مردمکان از سر اندیشه ندیدند
 کاین بی خردان حرمت انسان بشکستند
ما را دگر از طعنه ی دشمن گله ای نیست
 کان عهد که بستیم رفیقان بشکستند
افسوس همه سلسله داران بغنودند
 وآن یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
 دزدان همگی همره این قافله هستند