می بوی تو می آید، اگر مستم دلیل این است


نمازم را توئی قبله، مرا مذهب بر این دین است


 

مرا کاری به جنت نیست، نه خوش بینم نه میخواهم


بهشت من نگاه توست، ولو چشم تو در چین است


 

نه منت می کشم مهتاب، نه از خورشید عالم تاب


فلک ارزانی دنیا ، مرا چشم تو پروین است


 

اگر کوهم، اگر سنگم، فــــــــرو افتاده در پایت


ندارد پشت دل طاقت،نگاهت بس که سنگین است


 

به گرداگرد چشمانت، زدی پرچین ِ مژگانت


دلم مانند گنجشکی، هنوزم  روی پرچین است


 

بگو با صاحب جانها، که جایت خالی اصلا نیست


کنار بسترم امشب، طبیب جان به بالین است


 

رها کن ای نصیحت گو! مرا با یاد شیرینش


دلم کوروکر عشقست، به گفتار تو بدبین است