زبان بریده و لالند در مقابل ظلم
خوشا به حال خدایان که لامکان هستند
و فارغ از سگ و قاضی و پاسبان هستند
کمین نکرده و دنبالشان نمی افتند
همین که سایه دارند در امان هستند
نه دسته بیل و چماقی نه دفتر و قلمی
نه معتقد به خشونت نه گفتمان هستند
خوشا به حال کسانی که زنده اند فقط
به زعم این که پس از مرگ جاودان هستند
زبان بریده و لالند در مقابل ظلم
و پیش خلق خدا این هوا زبان هستند
و ساکتند که بی دردسر بلمبانند
وگرنه عاشق آزادی بیان هستند
از این طرف همه خود را مدرن می خوانند
از آن طرف پی دوران باستان هستند
در آن زمان همه دنبال این زمان بودند
در این زمان همه دنبال آن زمان هستند
غلام و همت و محمود زیر چرخ کبود
نشسته منتظر آخرالزمان هستند
چه پیش آمده یاران که خانه ها حتی
به پایداری دیوار بدگمان هستند
بگو طناب شما را به عرش خواهد برد
به بچه ها که به دنبال نردبان هستند
غنیمتی است قفس ای پرنده جان که هنوز
گلوله های زیادی در آسمان هستند
به دستبند تو سوگند دستمان بند است
که در حقیقت در بند، بندگان هستند
قلم به دستی و باید قلم شود پایت
که از قدیم سگان لنگ استخوان هستند
همان خوشا همه سرگرم کار خود باشیم
شما و بنده و ایشان که در میان هستند
به قول حضرت سعدی که از بداقبالی
خود از مشایخ و آخوندزادگان هستند
«اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست
خبر ندارم از ایشان که در جهان هستند.»