دلی دارم که در دام هوس نیست
در خور پروانه ی من نیست سوز هر چراغ
خویش را بر«شعله ی آواز» بلبل می زنم!
********************************
*********************************
دلی دارم که در دام هوس نیست
اسیر عشوه های هیچ کس نیست
چنان سرگشته ی صحرای عشق است
که او را هیچ راه پیش و پس نیست
همای عرش پیمای جنون است
اسیر دانه و دام و قفس نیست
به جز با ساغر خون نیست همدم
به جز با ناله ی نی همنفس نیست
گل آلاله ی باغ خدایی
پریشان از جفای خار و خس نیست .
+ نوشته شده در بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط مهربانی
|