نمی دانم چرا؟!....... بــیـــا بــــــرویــــ
نـمـیـدانـم چـرا ایـن روز هــا
در جـوابِ هـرکـس کـه حـالـم را مـی پـرسـد
تـا مـی گـویـم خـوبم؛
چـشـمـانـم خـیـس مـی شـود...
************************
**************************
گاهی دلم میخواهد وقتی بغض میکنم
خدا از آسمان به زمین بیاید
اشک هایم را پاک کند، دستم را بگیرد
و بگوید: اینجا آدمها اذیتت میکنند؟ بــیـــا بــــــرویــــ
+ نوشته شده در بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط مهربانی
|