كتابش گير كرده توي ارشادA
شنيدم مهدي استاد احمد
همان مرد ميان وزن و ميان قد
ستون پنجم ام ايكس و موساد!!
كتابش گير كرده توي ارشاد
همان كه با (سيا) خيلي اياق است!!
دوتا از گربه هاي او براق است
كسي كه هست در كار خود استاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
كتابي كه در آن از شعر گفته
در آن از كينه و از مهر گفته
ولي چون كرده بي خود داد و فرياد
كتابش گير كرده توي ارشاد
در آن گفته كه دولت مهر دارد
سه تا ديوان كتاب معر !دارد
به دولت چون كه گفته باغت آباد
كتابش گير كرده توي ارشاد
نوشته دولت ما شوخ و شنگ است
رييس دولت البته قشنگ است
و چون دارد غم لبنان و بغداد
كتابش گير كرده توي ارشاد
روايت كرده از محنون و ليلي
نه از عشاق (فيسي) يا (ايميلي)
نوشته چون در آن از عشق فرهاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
نوشته كشور ما نفت خيز است
رييس دولتش خيلي تميز است
ولي چون نفت ما را داده بر باد
كتابش گير كرده توي ارشاد
در آن گفته هدفمندي چه خوب است
طلوع فقر در حال غروب است
زده چون چند بيتي حرف مازاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
سخن رانده ز حـُسن چاپ مدرك
به تنبان يكي انداخته كك
و چون گفته زدانشگاه آزاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
و گفته انتخابات است آزاد
بدون پول شام و خرج سالاد
خريد رأي را آورده چون ياد
كتابش گير كرده توي ارشاد
كمي هم كرده چون كه هجو«جاويد»
و در طنازي او كرده ترديد
گرفته از جناب فيض ايراد
كتابش گير كرده توي ارشاد
همان مرد ميان وزن و ميان قد
ستون پنجم ام ايكس و موساد!!
كتابش گير كرده توي ارشاد
همان كه با (سيا) خيلي اياق است!!
دوتا از گربه هاي او براق است
كسي كه هست در كار خود استاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
كتابي كه در آن از شعر گفته
در آن از كينه و از مهر گفته
ولي چون كرده بي خود داد و فرياد
كتابش گير كرده توي ارشاد
در آن گفته كه دولت مهر دارد
سه تا ديوان كتاب معر !دارد
به دولت چون كه گفته باغت آباد
كتابش گير كرده توي ارشاد
نوشته دولت ما شوخ و شنگ است
رييس دولت البته قشنگ است
و چون دارد غم لبنان و بغداد
كتابش گير كرده توي ارشاد
روايت كرده از محنون و ليلي
نه از عشاق (فيسي) يا (ايميلي)
نوشته چون در آن از عشق فرهاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
نوشته كشور ما نفت خيز است
رييس دولتش خيلي تميز است
ولي چون نفت ما را داده بر باد
كتابش گير كرده توي ارشاد
در آن گفته هدفمندي چه خوب است
طلوع فقر در حال غروب است
زده چون چند بيتي حرف مازاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
سخن رانده ز حـُسن چاپ مدرك
به تنبان يكي انداخته كك
و چون گفته زدانشگاه آزاد
كتابش گير كرده توي ارشاد
و گفته انتخابات است آزاد
بدون پول شام و خرج سالاد
خريد رأي را آورده چون ياد
كتابش گير كرده توي ارشاد
كمي هم كرده چون كه هجو«جاويد»
و در طنازي او كرده ترديد
گرفته از جناب فيض ايراد
كتابش گير كرده توي ارشاد
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط مهربانی
|