از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی
-
گـاه گاهـی دل من می گیرد
بـیـشـتر وقـت غروب
آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست
من وضـو خواهم سـاخـت
از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی
و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد
بـیـشـتر وقـت غروب
آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست
من وضـو خواهم سـاخـت
از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی
و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد
الا بذکرالله تطمئن القلوبآگاه باشید که بایاد خدا دلها آرام میگیرد
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|