دل خسته...
وقتی دلت خسته شد دیگه خنده معنا یی نداره
فقط میخندی تا دیگران غم آشیونه کرده تو چشات رو نبینن...
وقتی دلت خسته شد
دیگه حتی اشکای شبونه هم آرومت نمیکنه
فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کردی...
وقتی دلت خسته شد دیگه هیچ چیزی آرومت نمیکنه
به جز دل بریدن ورفتن...
خدایا به که گویم ماجرای حسرت تنهایی خود را؟
که دنیا درد دل دارم
ولی از بغض خاموشم...
+ نوشته شده در بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|