عشق چیزی جز ظهور مهر نیست!

عشق یعنی مهر  ، بی چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی ادعا!

عشق یعنی مهر  ، بی اما ، اگر
عشق یعنی رفتن ، با پای سر!

عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان ، من قربان اوست!

عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرف‌های دل بدون ، گفتگو!

عشق ، یار مهربان زند‌گی
بادبان و نردبان زند‌گی!

عشق یعنی دشت ، گل‌کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده!

یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان ، با یک گل ، بهار!

در خزانی برگ‌ریز و زرد و سخت
عشق تاب، آخرین برگ درخت!

عشق یعنی روح را آراستن
بی‌شمار افتادن و برخاستن!

عشق یعنی زشتی،زیبا شده
عشق یعنی گنگی ،گویا شده!

عشق یعنی گل به جای خار باش!
پل به جای این‌همه دیوار باش