تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم

.

منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم

.

با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم

.

به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم

.

نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم

.

در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم

داریم


کلمه من را بیش از ما به کار می بریم


مهارت را به دانش ترجیح می دهیم


.


از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار

روزمرگی و حل بحران هستیم


.

-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران  می اندازیم،



دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل

نمی کنیم.




مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.



  برای ما مرغ همسایه غاز است.



انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی

که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.



چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.




وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف


مقابل را قانع کنیم.




رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.



تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.



افراد چاپلوس بیش ما  موقعیت بهتری دارند.




قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را


سرزنش هم نمی کنیم.



شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم