شود آیا که از این بتکده بربندم رخت
آید آن روز که من هجرت از این خانه کنم!
از جهان پر زده در شاخ عدم لانه کنم؟
رسد آن حال که در شمع وجود دلدار
بال و پرسوخته کار شب پروانه کنم
روی از خانقه و صومعه برگردانم
سجده بر خاک در ساقی میخانه کنم
حال حاصل نشد از موعظه صوفی و شیخ
رو بکوی صنمی واله ودیوانه کنم
گیسو خال لبت دانه و دامندچسان
مرغ دل فارغ از این دام و از این دانه کنم؟
شود آیا که از این بتکده بربندم رخت
پرزنان پشت بر این خانه بیگانه کنم؟
+ نوشته شده در بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|