« طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف»
تا به همه نشان دهم صحنه ي زير ِدامنش
.......................
« صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد»
بي ادبانه پشت آن ده تا آروغ مي زند
.......................
«حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق»
وزن تو ظرف يك دو روز بيست و سه كيلو كم شود
************
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
هر چند از آن خبر تو زخنده دمر شوي
......................
«زمام دل به کسی دادهام من درویش »
كه مي فشاردم هر روز از پس و از پيش
...........................
«چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم»
بي خيال ون ِ ارشاد و پليس صد و ده
.......................
«تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست
چو( مير )و( شيخ) شب و روز تحت تعقيبيم
............................
" سمند دولت اگر چند سرکش است ولی"
ژيان ملت بيچاره جام فرموده
..........................
«دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب»
بزن كه حركت موزون خون من بالاست
.............……………..
" از قیل وقال مدرسه حالی دلم گرفت "
مادر مرا دوباره به آمادگي ببر