وقتی نمی رسد به تو ،«آمین» زیادی است
معشوق تلخ، از سرِ شیرین زیادی است
من مومنم به آینه ها ، دین زیادی است
" از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان"
وقتی نمی رسد به تو ،«آمین» زیادی است
محو «اتل متل» شده ای و طلسم اسم
پایی نمانده تا برَوی، مین زیادی است
خط مقدمم شده خط لبان تو
تصدیق میکنی لب پایین زیادی است؟
این چشم و این کمان و نه! این خط و این نشان
آن رو کن آسمانی من! این زیادی است
اینجا بهشت نیست عزیزم ، چه فایده؟
آن سیب سرخِ تازه و شیرین، زیادی است.
+ نوشته شده در بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط مهربانی
|